یعنی چه
ضیق در لغت به معنای تنگی و کموسعتی است و هم در موارد مادی (مانند تنگی فضا یا جامه) و هم در امور معنوی و روانی (مانند تنگی دل، اندوه، خفقان و تنگدستی) به کار میرود.
مترادف
متضاد
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ض – ی – ق» و فعل «ضاقَ» (تنگ شد) گرفته شده است که خاستگاه آن به ریشههای کهن سامی با مفهوم فشار و تنگی بازمیگردد.
تلفظ
در زبان عربی اصیل به صورت فتح ضاد و سکون یاء (ضَیْق) تلفظ میشود، اما در کاربری رایج فارسی بیشتر با کسر ضاد (ضِیق) خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق سه حرفی برای پرسش «تنگی و سختی» در جدول کلمات متقاطع، خود واژه «ضیق» است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، برای مفاهیم مادی از Narrowness و برای حالتهای روانی و عاطفی از Distress یا Hardship استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود عینا عربی فصیح است و در عباراتی مانند «ضیق الصدر» به معنای دلتنگی بسیار کاربرد دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی اصیل این واژه شامل «تنگی»، «تنگنا»، «دشواری»، «کمی» و «فراخنبودن» است که در ترکیبات مختلف مانند ضیق وقت (کمبود وقت) استفاده میشود.
در قرآن
این واژه و مشتقاتش بارها در قرآن آمده است؛ مانند سوره نحل آیه ۱۲۷ «وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ» (در تنگنا و فشار قرار مگیر) و سوره انعام آیه ۱۲۵ «ضَيِّقاً» برای توصیف تنگی شدید سینه، که معمولاً در تقابل با مفهوم «سَعَة» (گشایش) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل ضیق
واژه «ضیق» یک مفهوم کلیدی در زبانهای عربی و فارسی است که مرز میان فضای فیزیکی و روانشناختی را پیوند میزند. این کلمه در اصل به معنای محدودیت و فراخنبودن است، اما کاربرد گسترده آن در ادبیات، عرفان و متون دینی، آن را به نمادی از خفقان، عسرت، سختی روزگار و تنگناهای مادی و معنوی تبدیل کرده است. در متون صوفیانه نیز این حالت روحی با اصطلاح «قبض» در برابر «بسط» همراستا دانسته میشود.
شایعترین ترکیب این واژه در زبان فارسی امروز «ضیق وقت» است که به محدودیت شدید زمانی و شتابزدگی ناشی از آن اشاره دارد. در نهایت، مفهوم ضیق همواره در تقابل ذهنی با واژگانی چون فرج، سعه و گشایش معنا مییابد؛ به این معنی که هر تنگی و فشاری در ذات خود نویدبخش رهایی و وسعت پس از آن است.