یعنی چه
واژه «المُحْتَظِر» (با حرف ظ) اسم فاعل از باب افتعال و ریشه «حظر» است. این کلمه به معنی کسی است که حظیره (آغل یا حصار خاشاکی) بنا میکند. در حالت اسم مفعول (المُحْتَظَر) به خودِ آن حصار یا آغلی که با شاخههای خشک و درهمتنیده ساخته شده، اِطلاق میشود. این واژه کلاسیک است و نباید آن را با «مُحتَضِر» (در حال مرگ) یا «مُنتَظِر» (چشمبهراه) اشتباه گرفت.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه مِیم، سکون حاء، فتحه تاء و کسره ظاء به صورت [اَلمُحْـتَـظِـر] است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جداول کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۷ حرف دارد. طراحان جدول معمولاً آن را با راهنمای «حصارساز» یا «آغلساز» طلب میکنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم دقیق این صفت فاعلی از واژههایی استفاده میشود که به ساختن حصار یا نگهداری از چهارپایان اشاره دارند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و از ریشه «حظر» است که به معنای منع کردن و گردآوردن چیزی در یک فضای محصور به کار میرود.
به فارسی
دقیقترین معادلهای فارسی برای این واژه، کلماتی مثل حصارساز، آغلساز و محصورکننده هستند که به عمل ساخت سایهبان یا دیواره خاشاکی اشاره میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل المحتظر
واژه «المحتظر» یک لغت وامگرفته از زبان عربی است که به دلیل شباهت ظاهری در نگارش و تلفظ، گاهی به اشتباه با کلمات «مُحتضِر» (کسی که در حال احتضار و مرگ است) یا «مُنتظِر» (چشمبهراه) یکسان فرض میشود؛ در حالی که ریشه و معنای آن کاملاً مجزا بوده و به معنی کسی است که با چوب و خاشاک، آغل یا حصاری برای چهارپایان میسازد.
این کلمه در ادبیات اسلامی و قرآنی جایگاه ویژهای دارد و یکبار در آیه ۳۱ سوره قمر به کار رفته است. در این آیه، سرنوشت و نابودی قوم ثمود به «هَشیمِ المُحتظر» یعنی گیاهان و شاخههای خشک و خردشدهای تشبیه شده که صاحب یک آغل برای گوسفندان خود جمعآوری یا زیر پا لگدمال میکند. این تعبیر در متون کهن به نمادی از متلاشی شدن، پوچی و بیارزش شدن طغیانگران تبدیل گشته است.