یعنی چه
حسن تعلیل در اصطلاح بدیع، آن است که شاعر یا نویسنده برای پدیدهای طبیعی یا واقعیتی عینی، علتی غیرواقعی اما لطیف، ادعایی و شاعرانه بیاورد؛ به گونهای که این علت تخیلی جایگزین علت علمی و واقعی آن پدیده شود و مخاطب را قانع و مجذوب کند.
تلفظ
این ترکیب عربی در زبان فارسی به صورت «حُسْنِ تَعلیل» (hosne ta'lil) نیز تلفظ و خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، پاسخ این لغت با حساب حرف الف و لام «حسن التعلیل» است که دقیقاً ۱۰ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای برگردان این مفهوم زیباشناختی، بیشتر از اصطلاحات تخصصی بلاغت مانند Poetic Etiology استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح از بلاغت و علوم ادبی عربی وارد زبان فارسی شده و در کتابهای سنتی معانی و بیان به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
استاد دکتر میرجلالالدین کزازی برای این آرایه اصطلاح زیای «بهانگی نیک» را پیشنهاد کردهاند. تعابیر دیگری چون دلیلتراشی ادبی نیز برای آن به کار میرود.
در قرآن
آرایه حسن تعلیل بر پایه تخیل غیرواقعی و ادعای ساختگی استوار است؛ به همین دلیل در قرآن کریم که کلام الهی و عاری از ادعای باطل است، این آرایه وجود ندارد. البته ساختار «التعلیل» (بیان علت واقعی احکام و پدیدهها) در قرآن فراوان یافت میشود.
جمعبندی و توضیح کامل حسن التعلیل
حسن تعلیل یکی از زیباترین و هوشمندانهترین آرایههای معنوی در ادبیات کلاسیک است که مرز میان واقعیت علمی و تخیل شاعرانه را به نفع زیباییشناسی متن تغییر میدهد. در این آرایه، شاعر آگاهانه علت واقعی یک پدیده (مانند زرد شدن برگها در پاییز یا خمیدگی پشت پیران) را نادیده میگیرد و علتی عاطفی، اخلاقی یا حماسی برای آن میتراشد.
برای نمونه، نظامی گنجوی خمیدگی پشت پیران را نه به خاطر کهولت سن و ضعف جسمانی، بلکه به این علت میداند که آنها در خاک به دنبال روزگار جوانی خود میگردند. این جابهجایی علتها، لذتی ادبی در ذهن مخاطب ایجاد میکند، زیرا با اینکه شنونده میداند این دلیل واقعی نیست، اما لطافت و تناسب آن را میپذیرد.
نمادهای طبیعی مانند بید مجنون که گویی از بیحاصلی سر به زیر افکنده، یا سرو که به خاطر آزادگی و وارستگی دستش تهی است، نمونههایی عالی از جریان داشتن حسن تعلیل در تاروپود شعر فارسی هستند که ریشه در فرهنگ و نگاه توحیدی و شهودی شاعران ایرانی به جهان پیرامون دارد.