یعنی چه
واژهٔ «بیباروبر» در لغت به معنای درخت یا گیاهی است که شکوفه و میوه نمیدهد. این صفت در مفهوم مجاز و گستردهتر، به هرگونه کار، تلاش، سرمایهگذاری یا مأموریتی اطلاق میشود که هیچ دستاورد، فایده یا نتیجهٔ مثبتی به همراه نداشته باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «بِیْبارُوبَر» است که از سه بخش «بی» (پیشوند نفی)، «بار» (میوه) و «بَر» (حاصل و ثمر) تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف (۸ حرف بدون احتساب فاصله) معمولاً «بی باروبر» است. معادلهای کوتاهتر آن شامل بیثمر، عقیم و بیحاصل میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، از واژه Fruitless برای کارهای بینتیجه و از Barren یا Unproductive برای زمین و گیاه بیثمر استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای دقیق فارسی این واژه شامل بیبار، بیبر، بیثمر، بیحاصل، و کمبار هستند. در نقطهٔ مقابل، واژههای بارور، ثمردار، حاصلخیز، باثمر و برومند به عنوان متضادهای آن شناخته میشوند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، درختِ بیباروبر (مانند بید یا سپیدار) نماد انسانِ بلندمرتبه اما بیهنری است که خیر و فایدهای به دیگران نمیرساند. همچنین این اصطلاح در فرهنگ عامه نمادی از ناامیدی، زندگی بدون دستاورد و پوچی است.
جمعبندی و توضیح کامل بی باروبر
واژهٔ «بیباروبر» یک صفت مرکب اصیل و زیبای فارسی است که از ترکیب پیشوند نفی «بی» به همراه دو واژهٔ هممعنی «بار» و «بَر» (هر دو به معنای میوه و محصول در زبان پهلوی) ساخته شده است. این کلمه در اصل برای توصیف درختان و گیاهانی به کار میرود که فصل ثمردهی آنها گذشته یا به طور کلی عقیم هستند و هیچ میوهای به بار نمیآورند.
در آرایههای ادبی و گفتگوهای روزمره، این اصطلاح کاربردی کنایی و مجاز یافته است. وقتی از فعالیت، جریان یا عمرِ بیباروبر سخن گفته میشود، منظور جریان یا تلاشی است که با وجود صرف انرژی و زمان زیاد، هیچ دستاورد ملموس، سود یا نتیجهٔ مثبتی در پی نداشته و به بنبست رسیده است.
اگرچه این واژهٔ پارسی در متن قرآن مجید وجود ندارد، اما مفاهیم معادل آن در قالب واژگانی چون «عقیم» یا «هباءً منثوراً» (اعمالی که مانند گرد پراکنده و نابود میشوند) به چشم میخورد که دقیقاً همان معنای بیحاصلی و پوچیِ عاقبتِ کار را تداعی میکنند.