یعنی چه
استخوانخوار در لغت و زیستشناسی به هر جانوری گفته میشود که رژیم غذایی آن مبتنی بر استخوان یا مغز استخوان باشد؛ مانند کرمهای اعماق دریا (اوزداکس). در ادبیات کهن فارسی، این اصطلاح مجاز از پرنده اساطیری و واقعی «هُما» (کرکس ریشدار) است. همچنین در دامپزشکی، به پدیده رفتاری پستانداران برای جبران کمبود کلسیم، استخوانخواری میگویند.
تلفظ
این واژه از ترکیب دو بخش «استخوان» (با ضمه روی الف و تاء) و «خوار» (بن مضارع از مصدر خوردن، که واو آن خوانده نمیشود) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این راهنما دقیقاً کلمه «استخوان خوار» (بدون فاصله ۱۱ حرف) یا معادلهای آن نظیر «هما» و «کاسه شکن» است.
به انگلیسی
برای توصیف جانوران استخوانخوار از واژگان تخصصی Osteophagous استفاده میشود و برای اشاره مستقیم به پرنده هما، عبارت Bearded vulture به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی به جانورانی با این رژیم غذایی «آکل العظام» میگویند و پرنده هما را به دلیل همین ویژگی «کاسر العظام» (شکننده استخوان) نامیدهاند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات ایرانی، استخوانخوار (هما) نماد پادشاهی، خوشیمنی و مناعت طبع است. برخلاف سایر لاشخورها، این پرنده گوشت نمیخورد و جانوری را نمیآزارد؛ به همین دلیل در ادبیات مظهر خیرخواهی و بلندمرتبگی است.
جمعبندی و توضیح کامل استخوان خوار
واژه استخوانخوار ترکیبی اصیل در زبان فارسی است که در دو قلمرو علم زیستشناسی و ادبیات عرفانی معنا پیدا میکند. در علم تجربی، این واژه به ارگانیسمها و پستاندارانی اشاره دارد که برای تأمین مواد معدنی نظیر کلسیم و فسفر به خوردن استخوان روی میآورند. در این میان، پرنده هما یا کرکس ریشدار شاخصترین نمونه طبیعی است.
در ساحت فرهنگ و ادبیات، استخوانخوار بودن این پرنده مایه شرف و برتری او بر سایر مرغان شمرده شده است. از آنجا که هما برای بقای خود جانوری را شکار نمیکند و آسیب نمیرساند، در باور پیشینیان به عنوان مرغ سعادت و نماد فرّ پادشاهی شناخته شده و جایگاه اساطیری ویژهای در تاریخ ایران یافته است.