یعنی چه
استطرادی به کلام، مطلب یا بحثی گفته میشود که به عنوان حاشیه، گریز یا شاخهبهشاخ شدن قلمداد شود. در این حالت، نویسنده یا گوینده به مناسبتِ موضوع اصلی، موقتاً وارد یک مبحث فرعی میشود که مقصود اصلی او نبوده است و پس از بیان آن، دوباره به متن و مسیر اصلی کلام بازمیگردد. این واژه کلاسیک و تخصصی است و در ادبیات، منطق و علوم قرآنی کاربرد دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت اِستِطرادی [esteṭrādī] است که از مصدّر استفعال (استطراد) مشتق شده است.
در جدول
پاسخ اصلی و دقیق برای این کلمه در جدول، خود واژه «استطرادی» با ۸ حرف است. از واژههای جایگزین و هممعنی دیگر میتوان به گریزی، حاشیهای و تبعی اشاره کرد.
به انگلیسی
معادلهای دقیق انگلیسی آن شامل Digressive و Parenthetical است. توجه داشته باشید که در برخی منابع آنلاین به اشتباه معادل Alliteration ذکر شده که نادرست است؛ چرا که Alliteration به معنای واجآرایی است.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و از باب استفعال از ریشه (ط ر د) به معنی راندن گرفته شده است. در زبان عربی نیز به همین صورت یا به شکل عبارات ترکیبی به کار میرود.
به ترکی
در ترکی معاصر اصطلاح Yan değini به مفهوم اشاره حاشیهای و گریز ادبی نزدیک است و در متون عثمانی از عین کلمه استفاده میشد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و سره که مفهوم این واژه را به روشنی منتقل میکنند شامل واژههای گریزی، حاشیهای، کلام معترضه و تبعی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل استطرادی
واژه استطرادی اصطلاحی تخصصی و ارزشمند در حوزه بلاغت، ادبیات، منطق و تفسیر علوم قرآنی است. ریشه این کلمه عربی بوده و از واژه «طرد» گرفته شده است؛ به این معنا که کلامی، کلام دیگری را در پی خود بکشد و براند. در اصطلاح، هرگاه گوینده یا نویسنده در اثنای متن اصلی، به مناسبتی خاص به یک موضوع فرعی و جنبی گریز بزند و سپس به مسیر اولیه خود بازگردد، یک امر استطرادی رخ داده است.
این ابزار بلاغی نقش ویژهای در زیبایی و تناسب آیات قرآن کریم دارد. به عنوان نمونه در آیه ۲۶ سوره اعراف، پس از روایت ماجرای آدم و حوا و برهنه شدن آنها توسط شیطان، خداوند به صورت استطرادی به نعمت آفریده شدن لباس برای حفظ آبرو و سپس برتری لباس تقوا اشاره میکند، در حالی که تنه اصلی سوره به داستانهای انبیا اختصاص دارد.
در حوزه نگارش و ترجمه نیز باید دقت داشت که استطرادی به معنای خروج بی هدف از بحث نیست، بلکه یک گریز هوشمندانه و موقت است. متضادهای آن کلماتی چون ذاتی، اصلی و مقصود بالذات هستند که بدنه اساسی و هدف اصلی کلام را شکل میدهند.