یعنی چه
در لغتنامه دهخدا برای واژه پارس سه معنای کاملاً مستقل ذکر شده است: نخست، صورت دیگری از کلمه فارس که نام سرزمین، مملکت ایران و قوم آریایی است. دوم، اسم مصدر به معنی آواز، بانگ و عوعوی سگ که در هنگام پاسبانی و بیداری حیوان برای اعلام خطر تولید میشود. سوم، واژهای با ریشه ترکی به معنی جانور شکاری و پوستپلنگی که از پلنگ کوچکتر است و به آن یوزپلنگ یا فهد نیز میگویند.
تلفظ
این واژه در تمامی کاربردهای سه گانه خود (نام قوم و کشور، صدای سگ، و جانور شکاری) به صورت مَشدود و با الف کشیده خوانده میشود و حروف راء و سین در آن ساکن هستند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، با توجه به راهنمای طراح، پاسخ میتواند ایران، فارس، پرشیا (برای کشور)، عوعو، واقواق، هفهف (برای صدای سگ) و یا فهد و یوز (برای جانور شکاری) باشد.
به انگلیسی
بر اساس معنای مدنظر، ترجمه انگلیسی متفاوت است؛ برای کشور و زبان از واژه پرشیا، برای صدای سگ از بارک و برای حیوان شکاری از چیتا یا لِپِرد استفاده میشود.
به فارسی
واژههای هممعنی پارس در زبان فارسی بر پایه تفکیک معنایی عبارتند از: در معنای کشور و قوم «ایرانزمین، فارس، پرشیا»؛ در معنای صدای سگ «عوعو، واقواق، هفهف، نوف»؛ و در معنای جانور شکاری «یوزپلنگ، فهد، وشق».
نماد چیست
در معنای ملی و تاریخی، واژه پارس با نمادهایی چون شیر و خورشید، فروهر، تخت جمشید (پارسه) و به ویژه «شیر» به عنوان نماد باستانی پادشاهی ایران پیوند خورده است. در فرهنگ عامه و ریشهشناسی ترکی نیز کلمه پارس به عنوان نماد سرعت، چابکی و شکارگری (یوزپلنگ) شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل پارس در دهخدا
واژه «پارس» در فرهنگ و لغتنامه بزرگ دهخدا یک لفظ با سه جلوه و ریشه کاملاً متمایز است. از یک سو بار تاریخی و جغرافیایی عظیمی را به دوش میکشد و به عنوان ریشه نام کشور ایران، قوم آریایی و زبان رسمی ما (پارسی) شناخته میشود که از واژه باستانی Pārsa اخذ شده است. از سوی دیگر، در ریشهشناسی زبانهای باستانی ایران مانند اوستایی و سانسکریت، این واژه به معنای پاسداری و بیداری است و به همین دلیل آواز سگ نگهبان را «پارس» نامیدهاند که هیچ ارتباطی به قوم شریف پارس ندارد.
علاوه بر این دو معنا، در متون کهن مکتوب فارسی و تحت تأثیر زبانهای همسایه، پارس به نوعی جانور شکاری تندعامل از خانواده گربهسانان (یوزپلنگ) نیز اطلاق شده است. تفکیک دقیق این معانی در زمان حل جدول یا مطالعه متون ادبی اهمیت بالایی دارد تا از خلط مبحث میان اسامی خاص، اصوات حیوانی و نام جانوران جلوگیری شود.