یعنی چه
پلک عبارت است از دو پردهٔ پوست و گوشت متحرک که در بالا و پایین چشم قرار دارند. وظیفهٔ اصلی آنها محافظت از کرهٔ چشم در برابر آسیبهای فیزیکی، ورود اشیای خارجی و همچنین مرطوب نگهداشتن و شستشوی سطح چشم از طریق پلکزدن مداوم است. در ادبیات قدمای فارسی، گاهی به مجاز از این واژه برای اشاره به خودِ مژگان نیز استفاده شده است.
مترادف
واژههای جفن (عربی)، پرده چشم، بام چشم، نیام چشم و پلکه به عنوان هممعنی و مترادفهای این کلمه شناخته میشوند.
تلفظ
این واژه به صورت فتح اول و سکون لام و کاف (پَ لْ کْ / palk) تلفظ میشود.
به انگلیسی
معادل دقیق واژه پلک در زبان انگلیسی Eyelid است.
به عربی
در زبان عربی به پلک «جَفن» گفته میشود که جمع مکسر آن «جُفون» است.
به ترکی
معادل این واژه در زبان ترکی استانبولی Göz kapağı است که به معنای درپوش چشم میباشد.
به فارسی
این واژه کاملاً اصیل و فارسی است. ریشه آن در زبان پارسی میانه (پهلوی) به صورت واژه «پَرَک» (Parak) بوده که به مرور زمان و با تغییرات آوایی در زبان فارسی دری به شکل «پلک» درآمده است.
جمعبندی و توضیح کامل پلک
واژهٔ «پلک» یکی از واژگان اصیل و ریشهدار زبان فارسی است که از صورت پهلوی «پَرَک» تحول یافته است. از نظر زیستشناسی، پلکها ساختارهای پویایی هستند که با باز و بسته شدن مداوم، از چشم در برابر نور شدید، گرد و غبار و صدمات محافظت کرده و اشک را روی قرنیه پخش میکنند تا از خشکی آن جلوگیری شود.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، پلک و مژه جایگاه نمادین ویژهای دارند. در اشعار عاشقانه، صف مژگان و پلکها معمولاً به سپر یا تیراندازانی تشبیه میشوند که از چشمِ معشوق پاسداری میکنند. همچنین در ادبیات عرفانی و صوفیانه، پلک زدن به عنوان نمادی از «حجاب»، «پرده غفلت» یا «مانع شهود» قلمداد میشود؛ چرا که حتی یک لحظه برهم خوردن آن، مانع دیدن مداوم و بیواسطه حقیقت میگردد.