معنی
یتیم در لغت و عرف به فرزند نابالغی اطلاق میشود که پدر خود را از دست داده است. در معنای مجاز و ادبی نیز به هر چیز منحصربهفرد، گرانبها و بیمانند (مانند دُرّ یتیم به معنای مروارید بیهمتا) گفته میشود.
یعنی چه
این واژه در اصل به معنای انقطاع، تنها شدن و سستی است و در اصطلاح به کسی میگویند که از سایه و حمایت پدر محروم شده و نیاز به سرپرستی و حمایت جامعه دارد.
مترادف
واژههای بیپدر و پدرمرده دقیقترین هممعنیهای این کلمه هستند. در زبان پهلوی نیز از واژه سِیواگ برای این مفهوم استفاده میشده است.
هم خانواده
واژههای ایتام (به عنوان جمع عربی)، یتیمخانه (محل نگهداری کودکان بیپناه) و یُتم (به معنی یتیمی) از همخانوادههای رایج این کلمه در زبان فارسی هستند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و از ماده «ی-ت-م» گرفته شده است که در اصلِ لغت به معنی سستی، تنهایی و قطع شدن است و سپس با همین مفهوم وارد زبان فارسی شده است.
جمله سازی
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ پرسشهایی مانند «کودک بیپدر» یا «مروارید یکتا» واژه ۴ حرفی «یتیم» است.
به انگلیسی
معادل اصلی این واژه در زبان انگلیسی Orphan است. در زبان عربی نیز به صورت یتیم (با جمعِ ایتام و یتامی) و در ترکی به صورت Yetim کاربرد دارد.
جمعبندی و توضیح کامل یتیم
واژه یتیم در فرهنگ و زبان فارسی جایگاه عمیق و چندبعدی دارد. در مرتبه اول و از نظر فقهی و عرفی، این کلمه به کودک نابالغی اشاره میکند که از نعمت پدر محروم شده است. در متون مذهبی بهویژه قرآن کریم، ۲۳ بار به این واژه و مشتقات آن اشاره شده و تأکید فراوانی بر حفظ حقوق مادی، تکریم اخلاقی و اکرام آنان شده است؛ به طوری که آزردن این کودکان گناهی بزرگ شمرده میشود.
از سوی دیگر، این واژه در ادبیات فارسی جنبهای استعاری و بسیار زیبا به خود گرفته است. شاعران بزرگی از ترکیب «دُرّ یتیم» برای اشاره به مرواریدی منحصربهفرد، گرانبها و بیهمتا استفاده میکنند که در صدف خود تنهاست. بنابراین، یتیم در فرهنگ ما همزمان نمادی از آسیبپذیری و نیاز به حمایت اجتماعی، و از سوی دیگر نمادی از پاکی، معصومیت و ارزشمندیِ بینظیر است.