معنی
آوازی که در کوه، دره، گرمابه، یا زیر گنبد میپیچد؛ صدای حاصل از تکرار و بازتاب صوت پس از برخورد به مانع را پژواک میگویند.
یعنی چه
این واژه در اصل به پدیده شنیده شدن دوباره یک صدا پس از مدت زمانی کوتاه از تولید آن اشاره دارد که به دلیل برخورد امواج صوتی به یک سطح سخت و بازگشت آنها به گوش شنونده رخ میدهد.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این کلمه از دو بخش ساخته شده است: «پَژ» (یا واژ/پاژ) به عنوان پیشوندی به معنی بازگشت و وارونگی، و «واک» که همریشه با آواز، واج و واژه است و از مصدر پهلوی واختن به معنی گفتن و صدا دادن میآید. در مجموع به معنای «صدای بازگشته» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً در پاسخ به راهنماهای «بازتاب صدا»، «انعکاس صوت» یا «صدایی که در کوه میپیچد»، واژه ۵ حرفی «پژواک» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی این واژه Echo است و در زبان عربی نیز از اصطلاح صدى الصوت برای توصیف این پدیده استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل پژواک
واژه «پژواک» یکی از زیباترین کلمات اصیل و سره فارسی است که پدیده فیزیکی بازگشت و تکرار امواج صوتی را پس از برخورد با سطوح سخت مانند کوه یا دیوارهای بلند توصیف میکند. ساختار این کلمه ریشه در زبان پهلوی دارد و از ترکیب دو جز پیشوندی به معنای بازگشت و واژهای به معنای صدا یا آواز تشکیل شده است که دقیقاً مفهوم «صدای برگشتخورده» را میرساند.
در ادبیات فارسی و نگاه عرفانی، پژواک فراتر از یک پدیده فیزیکی ساده، به عنوان نمادی از قانون کارما، مکافات عمل و بازگشت نتایج رفتار و گفتار انسان به خودش شناخته میشود. همانطور که مولانا در بیت معروف خود جهان را به کوهی تشبیه میکند که رفتارهای ما در آن مانند صدا طنینانداز شده و سرانجام بازتاب آن به سوی خودمان بازمیگردد.