معنی
واژهٔ زن در زبان فارسی به طور کلی به انسان مؤنث بزرگسال اطلاق میشود. این کلمه در ساختار خانواده و مکالمات روزمره میتواند به معنای زوجه یا همسر نیز به کار رود.
یعنی چه
این واژه برای توصیف مطلق فردی از جنس اناث فارغ از مجرد یا متأهل بودن استفاده میشود و در مفهوم کلی، نماد ظرافت، زایش و یکی از دو جنس اصلی بنیانبشر است.
مترادف
واژههای بانو و خانم برای احترام، و کلماتی چون زوجه و عیال در معنای همسر به عنوان مترادف این کلمه استفاده میشوند.
متضاد
واژهٔ مرد متضاد اجتماعی و انسانی آن است، در حالی که واژهٔ نر به عنوان متضاد زیستی و جنسیت در طبیعت کاربرد دارد.
هم خانواده
با توجه به جامد بودن واژه در فارسی، مشتقات و ترکیبات ساختهشده از آن به عنوان کلمات همریشه و همخانواده شناخته میشوند.
ریشه
این واژه ریشهٔ بسیار کهن هندواروپایی دارد. در پارسی میانه به صورت Zan و در پارسی باستان به صورت Jani بوده و با واژهٔ یونانی Gynē (ریشهٔ اصطلاحات پزشکی زنان) و واژهٔ انگلیسی Queen همریشه است.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به بافت متن، برای واژه زن از معادلهای تفکیکشده در زبان انگلیسی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل زن
واژهٔ «زن» یکی از اصیلترین و کهنترین واژگان زبان فارسی است که ریشههای عمیقی در زبانهای نیاهندواروپایی، پارسی باستان و پهلوی دارد. این کلمه در وهلهٔ اول به مطلق انسان مؤنث بزرگسال اشاره دارد و در وهلهٔ دوم در نظام خانواده به معنای همسر یا زوجه به کار میرود که معادلهای دقیق آن در زبانهای دیگر مانند Woman و Wife در انگلیسی، یا امرأة و زوجة در عربی، گواه این تفکیک معنایی است.
از منظر نشانهشناسی و فرهنگ، زن در تاریخ و ادبیات ایران نماد باروری، زمین، زایش، مِهر و تداوم نسل است. در اساطیر و متون کهنی چون شاهنامه، چهرههای زنانه مظهر خرد و پاکدامنی هستند و در دوران معاصر نیز این واژه به محور اصلی مفاهیم اجتماعی و انسانی تبدیل شده است.
در حل جدول و معماهای کلمات، این واژه به عنوان یک واژهٔ دو حرفی شناخته میشود. بررسی لغوی آن نشان میدهد که برخلاف کلمات دخیل، یک واژه جامد فارسی است که پیرامون خود ترکیبات و مشتقات زیبایی نظیر زنانگی و زناشویی را پدید آورده است.