معنی
مذلت در لغت به معنای افتادن در حالت پستی، حقارت و از دست دادن عزت نفس است. این واژه حالتی را توصیف میکند که در آن فرد یا جامعهای دچار بیاعتباری، خوارشدگی و ضعف در برابر دیگران میشود.
یعنی چه
وقتی میگوییم کسی به مذلت رسیده، یعنی دچار سرافکندگی، بیپناهی و سقوط اجتماعی یا اخلاقی شده است؛ حالتی که در آن کرامت انسانی فرد خدشهدار شده و به ناچار تسلیم اراده و تحقیر دیگران میشود.
مترادف
واژههای فوق در زبان فارسی و متون ادبی بیشترین شباهت معنایی را با مذلت دارند و نشاندهنده سقوط ارزش و جایگاه فرد هستند.
متضاد
کلمات فوق مفاهیم مقابل مذلت هستند که بر حفظ ارزش، بزرگواری، و اقتدار نفس دلالت میکنند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد عربی «ذ ل ل» مشتق شدهاند که در اصل به معنای نرم شدن، رام شدن و سپس خوار و بیاعتبار شدن است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «مذلت» به عنوان پاسخ برای طراحانی که کلماتی مانند خواری، پستی یا زبونی را مَد نظر دارند، کاربرد دارد و دقیقاً یک کلمه ۴ حرفی است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههای فوق دقیقترین معادلها برای انتقال مفهوم افتادن در ورطه تحقیر و خواری شدید (مذلت) هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مذلت
واژه «مذلت» مصدری میمی از ریشه عربی «ذلّ» است که در فرهنگ و ادبیات فارسی به معنای خواری، پستی و زبونی عمیق به کار میرود. این مفهوم نقطه مقابل «عزت» و کرامت انسانی است و نشاندهنده حالتی است که در آن فرد یا جامعه، اقتدار، استقلال و ارزشهای والای خود را از دست داده و زیر بار تحقیر و بندگی دیگران میرود.
در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی، ریشه این واژه بارها تکرار شده و مذلت معمولاً به عنوان پیامد طبیعی دوری از مسیر حق، عصیان و وابستگی به غیر خدا توصیف میشود؛ چنانکه در دعاهای مأثور و آیات قرآن بر عزتبخشی خداوند و پناه بردن به او از خواری و مذلت تاکید فراوان شده است.
در ادبیات فارسی، کنایاتی همچون «خاک مذلت» یا «زنجیر زبونی» به عنوان نمادهایی شهودی برای مجسم کردن این حالت اسفبار استفاده میشوند. شاعران و عارفان همواره انسانها را از افتادن در این ورطه برحذر داشته و حفظ شرف و مناعت طبع را راه نجات از هرگونه خواری دانستهاند.