یعنی چه
ستم در لغت به معنای تجاوز از حد، حقکشی، زورگویی و وارد کردن رنج یا فشار ناعادلانه بر دیگران است. این واژه رفتار فرد یا قدرت قاهری را توصیف میکند که به جای رعایت داد و انصاف، به آزار و اجحاف در حق ضعیفان دست میزند.
مترادف
این کلمات همگی بیانگر مفهوم نادیده گرفتن عدالت و آزار رساندن به دیگران هستند.
متضاد
واژههایی که برپایی حق، رعایت برابر حقوق و مهربانی در رفتار را نشان میدهند.
هم خانواده
توجه داشته باشید که واژههایی مثل «ظالم» یا «مظلوم» به دلیل داشتن ریشه عربی، همخانواده دستوری «ستم» که واژهای کاملاً فارسی است، محسوب نمیشوند.
ریشه
واژه ستم کاملاً ایرانی و پارسی است. این کلمه در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت stahm یا stahmag بوده و ریشه آن در زبانهای ایران باستان به واژه staxma (به معنی قوی، زورمند یا زورگویی) برمیگردد که با واژه اوستایی staxra (قوی) نیز همریشه است. این واژه بعدها از فارسی وارد زبان اردو و برخی زبانهای همسایه شده است.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «سَ تَ م» (s-a-t-a-m) با فتح سین و تاء است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر راهنمای سوال «ظلم و بیداد» یا «حقکشی» باشد و پاسخ ۳ حرفی خواسته شود، خود واژه «ستم» یا «ظلم» پاسخ اصلی است.
به انگلیسی
بسته به میزان و نوع رفتار ناعادلانه، از معادلهای متفاوتی در انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
خود واژه فارسی «ستم» در متن قرآن وجود ندارد، اما معادلهای عربی آن به ویژه ریشه «ظ ل م» بیش از ۳۰۰ بار در قرآن تکرار شده است.
جمعبندی و توضیح کامل ستم
واژه «ستم» یکی از اصیلترین و پرکاربردترین واژههای زبان فارسی در حوزه اخلاق، سیاست و ادبیات است. این کلمه که ریشه در دوران باستان و زبان پهلوی دارد، به هرگونه رفتار ناعادلانه، زورگویی و تضییع حقوق دیگران اطلاق میشود. ستم در نقطه مقابل «داد» و «عدالت» قرار دارد و همواره در تاریخ و اساطیر ایران (مانند داستان ضحاک ماردوش) به عنوان نیرویی اهریمنی و تاریک نکوهش شده است.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، گرچه خود این لفظ به دلیل فارسی بودن نیامده، اما مفهوم معادل آن یعنی «ظلم» جایگاه بسیار ویژهای دارد. طبق آموزههای دینی، ستم به سه بخشِ ستم به خدا (شرک)، ستم به مردم (حقالناس) و ستم به خود (ارتکاب گناه) تقسیم میشود. در ادبیات کلاسیک فارسی نیز شاعرانی چون حافظ، سعدی و فردوسی، بارها از ستم زمانه، ستم معشوق و ستم حاکمان بیدادگر سخن گفتهاند و آن را مایه ویرانی جامعه دانستهاند.