یعنی چه
فضح در لغت به معنای رسوا کردن، پردهدری، بیآبرو کردن و آشکار ساختن بدیها و عیوب پنهان کسی در برابر دیگران است. در ریشه کهن عربی، این واژه به نمایان شدن روشنی صبح و غلبه نور بر تاریکی نیز اشاره دارد که با مفهوم عیان شدن و از پرده بیرون افتادن امور مرتبط است.
تلفظ
این واژه به صورت فتح حرف اول (ف)، سکون حرف دوم (ض) و سکون حرف پایانی (ح) یعنی به صورت «فَضْح» تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این کلمه در جدول، خود واژه «فضح» با ۳ حرف است. کلمات مترادف دیگر مانند رسوایی یا افتضاح نیز بسته به تعداد حروف جدول میتوانند مد نظر باشند.
به انگلیسی
معادلات انگلیسی این واژه همگی بر مفاهیم افشای عیوب، از دست رفتن اعتبار اجتماعی و ایجاد رسوایی دلالت دارند.
به عربی
در زبان عربی این واژگان دقیقاً بار معنایی ریختن آبرو و آشکار کردن مسائل پنهانی فرد را منتقل میکنند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این مصدر شامل رسوا کردن، بیآبرو ساختن، طشت از بام انداختن، پرده از روی کار برداشتن و آشکار نمودن زشتیهای عملکرد یک فرد است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات کنایی، فضح نماد عیان شدن رازهای مکتوم، برافتادن پرده حیا، سیاهرویی اجتماعی و به اصطلاح «افتادن طشت رسوایی از بام» است که به معنای پایان یافتن صیانت و ستر عیوب فرد است.
جمعبندی و توضیح کامل فضح
واژه «فضح» یک مصدر اصیل عربی از ریشه (ف-ض-ح) است که به زبان فارسی وارد شده و به معنای رسوا کردن، بیآبرو ساختن و برملا کردن عیوب پنهان افراد به کار میرود. این واژه با کلماتی چون افتضاح، فضیحت و مفتضح همخانواده است و در نقطه مقابل مفاهیمی مانند سَتر (پوشاندن عیب) و صیانت (حفظ آبرو) قرار دارد.
در متون دینی و واژهشناسی قرآنی، اگرچه خود این مصدر به صورت مجرد نیامده، اما فعل مضارع آن در سوره مبارکه حجر (آیه ۶۸) به صورت «لا تَفْضَحُونِ» از زبان حضرت لوط خطاب به قومش نقل شده است که از آنها میخواهد با تعرض به مهمانانش، او را رسوا و بیاعتبار نکنند.
در حوزه نمادشناسی و فرهنگ عامه، فضح تصویرگر لحظهای است که خطایی پنهان آشکار میشود؛ موقعیتی کنایی که در زبان فارسی از آن به «برافتادن پردهها» یا «رسیدن به حد افتضاح» یاد میشود و نشاندهنده از دست رفتن منزلت اجتماعی فرد به دلیل نمایان شدن زشتیهاست.