یعنی چه
این واژه دارای دو معنای متفاوت است؛ در متون قرآنی به معنای چشمهای از مس گداخته و روان است که به فرمان خدا برای حضرت سلیمان جاری شد. در طب سنتی و کاربرد عامیانه، به روغن قطران اشاره دارد که مایعی غلیظ، سیاه و بسیار بدبو از مشتقات نفت یا صمغ درختان است و در قدیم برای درمان بیماریهای پوستی شتران استفاده میشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب عربی به صورت «عَینُ الْقِطْر» است. واژهٔ «عَین» به فتح عیین و سکون یاء، و «قِطْر» به کسر قاف و سکون طاء خوانده میشود.
به انگلیسی
توجه شود که ترجمههای ماشینی مانند 'same diameter' کاملاً غلط هستند، چرا که این واژه ارتباطی با قُطر دایره ندارد.
به عربی
این کلمه عینا در زبان عربی به همین صورت به کار میرود و از دو بخش عَیْن (چشمه) و الْقِطْر (مس ذوبشده یا قطران) تشکیل شده است.
به فارسی
در زبان فارسی بر اساس سیاق متن، آن را به 'چشمه مس ذوبشده'، 'روی گداخته' و یا 'روغن قطران' برگرداندهاند.
در قرآن
این واژه در آیه ۱۲ سوره سبأ آمده است: «...وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ...» که به روان ساختن چشمهٔ مس گداخته برای حضرت سلیمان به عنوان یک معجزه و نعمت الهی اشاره دارد.
نماد چیست
در تفاسیر و مذهب، نماد قدرت صنعتی خارقالعاده و ثروت اعطایی خداوند به حضرت سلیمان است. در ادبیات کلاسیک فارسی (مانند آثار سعدی)، به دلیل بوی مشمئزکنندهٔ روغن قطران، به عنوان نمادِ غایتِ تعفن، زشتی و بدبویی به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل عین القطر
واژهٔ «عینالقطر» یک ترکیب اسمی عربی و از اصطلاحات کهن واردشده به زبان فارسی است. این واژه در دو بستر کاملاً متفاوت معنایی کاربرد دارد؛ در وهلهٔ اول، ریشه در ادبیات قرآنی دارد و به چشمهای معجزهآسا از مسِ ذوبشده و روان اشاره میکند که در اختیار حضرت سلیمان قرار گرفته بود و نمادی از فناوری، قدرت و ثروت بیکران الهی است.
در بستر دوم که بیشتر در لغتنامههای سنتی و طب قدیم بازتاب یافته، به روغنِ غلیظ، سیاه و بسیار بدبویی به نام قطران اطلاق میشود. این ماده که از صمغ برخی درختان یا مشتقات نفتی به دست میآمد، برای مداوای زخمها و بیماریهای پوستی دامها (بهویژه شتران) استفاده میشد. به همین جهت، در اشعار فارسی گاهی این کلمه در معنای کناییِ بدبویی شدید و ناگواری به کار رفته است.
باید هشیار بود که برخی منابع مدرن به اشتباه این کلمه را با اصطلاحات هندسی یا نجومی مربوط به «قُطر» دایره یا ستارگان خلط کردهاند، در حالی که ریشه و معنای دقیق آن کاملاً متمایز و بر اساس مستندات لغتنامه دهخدا، منحصر به مس گداخته و روغن قطران است.