یعنی چه
واژه بلاقع به معنای زمینهای بایر، خشک و کاملاً خالی از سکنه و گیاه است. این کلمه در ادبیات برای اشاره به مکانها یا حتی افرادی که به طور کامل از خیر، برکت و دارایی تهی شدهاند نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت بَلاقِع (Balaaghe') است که شکل جمع کلمه بَلْقَع محسوب میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان هممعنی کلماتی چون ویرانهها، بیابان قفر یا زمینهای تهی از آب و گیاه پرسیده میشود.
به انگلیسی
این اصطلاحات دقیقاً مفهوم جفرافیایی و استعاری زمینهای خشک و متروکه را منتقل میکنند.
به عربی
در زبان عربی به عنوان جمع بلقع، مستقیماً برای توصیف اوج خشکسالی و خالی شدن یک مکان از حیات استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه شامل ویرانهها، دشتهای خشک، زمینهای سترون و جایگاههای خالی از سکنه و برکت است.
نماد چیست
بلاقع در متون کهن و احادیث نماد اثرات شوم کارهای ناپسند (مانند قسم دروغ) است که مایه از بین رفتن رزق و آبادانی و تبدیل شدن خانهها به ویرانههای بیبرکت میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بلاقع
واژه بلاقع یک کلمه با ریشه عربی (چهارحرفی ب-ل-ق-ع) است که به عنوان جمع کلمه بلقع به زبان و ادبیات فارسی راه یافته است. این کلمه در اصل به زمینهای وسیع، خشک، بیآب و علف و عاری از هرگونه سکنه یا گیاه اشاره دارد که در اصطلاح جغرافیایی قدیم به آن بیابان قفر میگفتند.
علاوه بر معنای ظاهری و مادی، بلاقع کاربرد استعاری و کنایی بسیار مهمی نیز دارد؛ به طوری که در احادیث شریف نبوی و متون اخلاقی، برای توصیف خانهها یا دیاری به کار میرود که به دلیل کارهای ناپسند اهل آن (مانند سوگند دروغ) برکت، ثروت و معنویت از آنها رخت بربسته و مانند یک بیابان هوت و خالی، رونق خود را از دست دادهاند.