یعنی چه
زباندانی به معنای تسلط بر زبانهای غیر از زبان مادری، مهارت در ترجمه و برقراری ارتباط دوزبانه یا چندزبانه است. این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی به معنای مهارت در سخنآوری، بلاغت و درست و شیوا سخن گفتن نیز به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «زَبانْدانی» است که از دو بخش «زَبان» و «دانی» تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل با توجه به تعداد حروف میتواند خود واژه «زباندانی» (۸ حرف) یا مترادفهای آن مانند «فصاحت» باشد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، برای اشاره به توانایی دانستن چند زبان از Multilingualism و برای دانش مطالعه زبان از Linguistics استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح «معرفة اللغات» دقیقاً به معنای دانستن زبانهاست و «فصاحة» جنبه شیوایی سخن را پوشش میدهد.
به فارسی
واژه «زباندانی» یک ترکیب اصیل فارسی است و بهترین معادلهای روان آن در زبان فارسی کلماتی چون سخندانی، فصاحت، چندزبانی و زبانآوری هستند.
نماد چیست
این واژه نماد مادی خاصی ندارد، اما در ادبیات و فرهنگ عامه به عنوان نمادی از دانش بالا، ذکاوت، صلحآوری و نقش واسطهگری میان اقوام و ملل گوناگون شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل زبان دانی
واژه «زباندانی» یک ترکیب اصیل و مرکب اتصالی در زبان فارسی است که از واژه «زبان» (با ریشههای کهن ایرانی) و بن مضارع «دان» به همراه پسوند حاصل مصدر ساخته شده است. این کلمه در درجه اول به مهارت فرد در درک، ترجمه و سخن گفتن به زبانهای گوناگون اشاره دارد که در دنیای امروز از آن به عنوان یک مزیت ارتباطی و فرهنگی بزرگ یاد میشود.
از سوی دیگر، با نگاهی به متون کهن فارسی و ادبیات کلاسیک، متوجه میشویم که زباندانی صرفاً به معنای دانستن زبانهای خارجی نبوده، بلکه به معنای فصاحت، بلاغت و تسلط بر ظرایف سخن گفتن در زبان مادری نیز به کار میرفته است؛ به طوری که فرد زباندان، کسی بوده که سخن را سنجیده، زیبا و تاثیرگذار بیان میکرده است.
اگرچه این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفهوم شناخت زبانها و تفاوت آنها به عنوان یکی از نشانههای شگرف الهی در آیاتی مانند آیه ۲۲ سوره روم مورد تأکید قرار گرفته است که به نوعی ارزش معرفتی این توانایی را در فرهنگ اسلامی نشان میدهد.