یعنی چه
عواهن جمعِ واهنه است و در لغت به معنای رگهای دل یا استخوانهای دست و پا و پرهای بال پرنده مایل به سستی است. در اصطلاح و کاربرد کنایی، عبارت معروف «أَلْقَى کَلَامَهُ عَلَى عَوَاهِنِهِ» به معنی سخن پراندن، بیپروایی در گفتار و جاری ساختن کلام بر زبان بدون فکر و سنجش قبلی به کار میرود.
تلفظ
این کلمه به صورت فصیح با فتح عین، فتح واو و کسر هاء یعنی (عَواهن) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه ۵ حرف دارد و معمولاً به عنوان راهنمای «رگهای دل»، «سستیها» یا «سخن بدون فکر» مطرح میشود.
به انگلیسی
بسته به متن، برای معنای لغوی از واژگان مربوط به سستی یا رگها و برای معنای اصطلاحی و کنایی از عبارات مربوط به صحبت کردن بدون تامل استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق فارسی این واژه در متون ادبی به معنای سستیها، رگهای درون قلب و در کاربرد کنایی به معنای بیباکی در سخن، بیسنجشی و رها کردن کلام بدون تامل است.
در قرآن
عواهن به صورت مستقیم در قرآن کریم ذکر نشده است؛ با این حال، ریشه اصلی آن یعنی «وهن» به معنی سستی و ضعف مکرراً به کار رفته است؛ مانند آیه ۴ سوره مریم (وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی: استخوانم سست شده) و آیه ۴۱ سوره عنکبوت (أَوْهَنَ الْبُیُوتِ: سستترین خانهها).
نماد چیست
این واژه در ادبیات و فرهنگ عامه نمادی از گفتار بیباکانه و بدون دوراندیشی است. همچنین میتواند نمادی از آسیبپذیری و سستیهای پنهانی باشد که ناگهان خود را در ساختار یا بدنی نشان میدهند.
جمعبندی و توضیح کامل عواهن
واژهٔ «عواهن» از ریشههای فصیح و اصیل عربی (و ه ن) است که به ادبیات فارسی نیز راه یافته و بیشتر در قالب اصطلاح کنایی «سخن بر عواهن راندن» یا «القاء کلام بر عواهن» شناخته میشود. این عبارت زمانی به کار میرود که فردی بدون هیچگونه تامل، تفکر و سنجش عواقب، کلماتی را بر زبان جاری کند یا به اصطلاح سخنپراکنی کند.
از نظر لغوی، این کلمه جمعِ «واهنه» بوده و به رگهای قلب یا استخوانهای ظریف دست و پا اشاره دارد که مستعد سستی هستند. به همین دلیل ریشه آن تداعیکننده ضعف، لرزش و ناپایداری است که در آیات قرآن کریم نیز با همین مفهوم سستی و ضعف ساختاری (مانند سستی خانه عنکبوت) به کار رفته است.