یعنی چه
استفاضه در لغت به دو معنای عمده به کار میرود؛ نخست طلبِ فیض کردن، بهرهمند شدن و کسب علم یا معنویت، و دوم فاش شدن، شیوع و گسترش یافتن یک خبر یا سخن میان مردم. در اصطلاح فقهی و حقوقی نیز به خبری گفته میشود که راویان آن متعدد باشند و موجب اطمینان گردد، اما به حد تواتر نرسد.
تلفظ
این واژه به صورت اِسْتِفاضَه (تلفظ فارسی: es-te-fā-ze) خوانده میشود و ریشه عربی دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه استفاضه به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «طلب فیض کردن»، «بهرهمندی» یا «شهرت و شیاع خبر» کاربرد دارد و دقیقاً ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به متن، در معنای کسب فیض از معادلهای مرتبط با منفعت و در متون تخصصی حقوقی و فقهی از واژگان مربوط به شهرت و اشاعه استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و از ریشه «ف ی ض» در باب استفعال است.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه شامل بهرهمندی، فیضیابی، دادخواهی معنوی و در جنبه خبری، روایی و فقهی برابر با «همهگیری سخن» یا «شهرت» است.
نماد چیست
استفاضه یک مفهوم انتزاعی لغوی، فقهی و حدیثی است؛ به همین دلیل در فرهنگها و سنتهای مختلف، نماد مادی، تصویری یا نشانهای مشخصی برای آن تعریف نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل استفاضه
واژه استفاضه از ریشه عربی «فیض» گرفته شده و در زبان فارسی دارای دو ساحت معنایی متمایز است. در کاربرد عمومی و ادبی، این کلمه به معنای طلب فیض، بهرهمند شدن از محضر اساتید یا بزرگان، و کسب علم و معنویت به کار میرود که با واژههایی چون استفاده و فیضیابی همپوشانی دارد.
در ساحت دوم که بیشتر صبغه فقهی، حقوقی و علوم حدیث دارد، استفاضه به معنی شیاع، شهرت و انتشار وسیع یک خبر است. خبر مستفیض روایتی است که تعدد راویان آن در هر طبقه بیش از سه نفر باشد، به طوری که برای شنونده ظن قوی یا اطمینان ایجاد کند، هرچند که تعداد آنها به حد تواتر نرسیده باشد. بنابراین، این واژه پیوند عمیقی با مفاهیم اعتبار، روایت و بهرهوری معرفتی دارد.