یعنی چه
معتقد به وحدت وجود به کسی گفته میشود که در حوزه عرفان و فلسفه باور دارد در کل عالم هستی، تنها یک حقیقت و وجود واقعی و اصیل وجود دارد که همان خداوند است. از این دیدگاه، سایر پدیدههای جهان (مانند انسان، طبیعت و ستارگان) وجودهایی مستقل، جداگانه و در عرض خدا نیستند، بلکه جلوهها، سایهها، مراتب یا آینههایی از همان یک حقیقت واحد به شمار میروند.
در جدول
در پاسخهای طویل یا معادلهای فلسفی جدول، خود این عبارت ۱۵ حرفی یا معادل غربی آن یعنی «همهخداباور» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در فلسفه غرب، واژه Pantheist برای کسی به کار میرود که جهان و خدا را یکی میداند. اما واژه Panentheist به دیدگاه عرفان اسلامی نزدیکتر است، چرا که خدا را هم درون جهان و هم فراتر از آن (متعالی) تبیین میکند.
به عربی
در متون کلامی و فلسفی جهان اسلام، برای اشاره به این افراد از تعابیر «القائل بوحدة الوجود» یا اصطلاحاً «اهل الشهود» و «عارف» استفاده میشود.
به فارسی
این عبارت یک ترکیب وصفی-اضافی در زبان فارسی است که اجزای اصلی آن یعنی «اعتقاد»، «وحدت» و «وجود» ریشه عربی دارند. در برگردان و هممعنیهای فارسی میتوان از تعابیر «یکتاستانگار»، «خدا-جهانانگار» یا «عارف اهل شهود» استفاده کرد.
در قرآن
خودِ عبارت «معتقد به وحدت وجود» به صورت یک اصطلاح ترکیبی در متن قرآن نیامده است. با این حال، باورمندان به این رویکرد عرفانی برای اثبات ادعای خود به آیاتی نظیر «فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ» (بقره/۱۱۵) و «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ» (حدید/۳) استناد میکنند تا جریان داشتن حقیقت الهی را در تمام ارکان هستی نشان دهند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی، معتقدان به این اصل از نماد «موج و دریا» استفاده میکنند؛ موجها در ظاهر تکثر دارند اما حقیقت آنها چیزی جز آب دریا نیست. نماد دیگر «آینه و تصویر» است که در آن، خدا همان اصلِ واحد و جهان تصاویر متعددی است که در آینههای گوناگون بازتاب یافته است.
جمعبندی و توضیح کامل معتقد به وحدت وجود
معتقد به وحدت وجود فردی است که جهان را نه مجموعهای از موجودات مستقل و جدا از آفریننده، بلکه تجلیگاه و سایهای از یک حقیقت مطلق یعنی خداوند میداند. این اندیشه که ریشههای عمیقی در عرفان اسلامی (بهویژه با تبیینهای ابنعربی) دارد، به دنبال اثبات این نکته است که کثرتهای ظاهری عالم، در باطن خود به یک یگانگی مطلق ختم میشوند.
نکته حائز اهمیت در تفکیک دیدگاه یک معتقد به وحدت وجود اسلامی با یک همهخداباور (Pantheist) غربی در این است که در نگاه غربی (مانند فلسفه اسپینوزا) خدا منهای طبیعت وجود ندارد و هر دو کاملاً یکی هستند؛ اما در عرفان اسلامی، خداوند علیرغم تجلی در آفرینش، مرتبهای والاتر و فراتر (متعالی) از ماده دارد و جهان صرفاً بازتابی از کمالات اوست.