یعنی چه
شمایلپرست به فردی گفته میشود که به تصاویر، نقاشیها، تندیسها یا آیکونهای مذهبی (بهویژه چهرهٔ مقدسان در مسیحیت ارتدکس و بیزانس) باور دارد، آنها را مقدس میشمارد، تکریم میکند یا میپرستد. این واژه یک صفت ترکیبی در زبان فارسی است که بیشتر در مباحث تاریخ هنر، تاریخ ادیان و اسطورهشناسی به کار میرود و ریشهٔ آن از ترکیب «شمایل» (به معنی صورت و هیئت ظاهر) و «پرست» (از فعل پرستیدن) شکل گرفته است. از آنجا که این واژه یک مفهوم کلاسیک و تاریخی است، کاربرد آن به توصیف همین بستر مذهبی و هنری محدود میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «شَمايلْ پَرَست» (šamāyel-parast) است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان و حلکنندگان جدول، واژهٔ «شمایل پرست» با ۹ حرف است. همچنین واژههای «تصویرپرست» یا «صنمپرست» نیز ممکن است به عنوان پاسخهای جایگزین مد نظر قرار گیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به میزان تکریم یا پرستش، از واژگان Iconolater یا Iconodule استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به این مفهوم از تعابیری چون عابد الأيقونات یا معظم الصور استفاده میکنند. اگرچه خود این ترکیب در قرآن نیامده، اما در قرآن از واژگانی مثل «التماثيل» برای اشاره به مجسمهها و تصاویر مورد پرستش یاد شده است.
نماد چیست
این واژه نماد یا نشانهٔ ترسیمیِ اختصاصی و ثبتشدهای ندارد؛ اما در بستر مذهبی و تاریخ هنر، «آیکونهای بیزانسی» (نقاشیهای مذهبی با هاله نور طلایی دور سر مقدسان، حضرت عیسی و مریم عذرا) به عنوان مظهر و نماد اصلی جریان شمایلپرستی و تکریم تصاویر شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل شمایل پرست
واژهٔ «شمایلپرست» یک اصطلاح ترکیبی در زبان فارسی است که از ادغام «شمایل» (به معنی صورت، نقش و هیئت ظاهری) و بن مضارع «پرست» ساختار یافته است. این کلمه در بستر تاریخ ادیان و تاریخ هنر، به ویژه در بررسی دوران امپراتوری بیزانس و مسیحیت ارتدکس، کاربرد فراوانی دارد و به افرادی اطلاق میشود که برای تصاویر، نقاشیها و آیکونهای مذهبی تقدس قائل بوده و آنها را تکریم میکردند.
در نقطهٔ مقابل این مفهوم، جریان مقتدر «شمایلشکنی» (Iconoclasm) قرار دارد که به مخالفت شدید با هرگونه تصویرگری مذهبی و پرستش مظاهر مادی میپرداخت. اگرچه این اصطلاح به صورت مستقیم در متون دینی اسلامی نظیر قرآن نیامده است، اما مفاهیم مشابهی چون پرستش تماثیل (مجسمهها و صورتها) همواره مورد نقد فرهنگ توحیدی بوده است.
امروزه این واژه در زبان فارسی بیشتر یک اصطلاح تخصصی و دانشنامهای محسوب میشود و در ادبیات روزمره کاربرد دیجیتال یا مدرن ندارد، بلکه صرفاً جهت تبیین دیدگاههای هنری-عقیدتی گذشته و حل جدولهای کلمات متقاطع مورد استفاده قرار میگیرد.