یعنی چه
بیزاری درمانی یک تکنیک رفتاری در روانشناسی است که بر اساس اصول شرطیسازی کلاسیک عمل میکند. در این روش، پزشک یا درمانگر یک رفتار عادتگونه و نامطلوب (مانند جویدن ناخن، قمار، یا مصرف الکل) را به طور همزمان با یک محرک آزاردهنده یا دردناک (مثل شوک الکتریکی خفیف، داروی تهوعآور یا طعم بسیار تلخ) همراه میکند. هدف اصلی این است که ذهن بیمار میان آن رفتار لذتبخش قدیمی و این حس منفی جدید ارتباط برقرار کند، تا در نهایت فرد نسبت به آن رفتار دچار انزجار شده و آن را ترک کند.
تلفظ
این اصطلاح از دو بخش «بیزاری» و «درمانی» تشکیل شده و به صورت واژهای سرهم با کسره اضافه پنهان تلفظ میشود: bīzārī-darmānī.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «روش درمان روانشناسی مبتنی بر ایجاد انزجار»، عبارت ۱۲ حرفی «بیزاری درمانی» یا معادل دیگر آن «درمان انزجاری» قرار میگیرد.
به انگلیسی
این اصطلاح علمی در زبان انگلیسی با عنوان Aversion therapy شناخته میشود که از دو واژه Aversion به معنی انزجار/بیزاری و Therapy به معنی درمان تشکیل شده است. اصطلاح مربوط به فرآیند آن نیز Aversive conditioning نام دارد.
به عربی
در متون روانشناسی زبان عربی، برای برگردان این مفهوم از اصطلاح «العلاج بالتنفير» (درمان به وسیله بیزار کردن) یا «العلاج الارتجاعي الإنزجاري» استفاده میشود.
به فارسی
این اصطلاح یک گرتهبرداری و ترجمه لفظبهلفظ از عبارت انگلیسی آن در دهههای اخیر است. واژههای سازنده آن ریشه در فارسی میانه دارند؛ «بیزار» از پیشوند نفی «بی» و واژه پهلوی «زار» (به معنی وارسته و تبرئهشده) و «درمان» از ریشه darmān در فارسی میانه گرفته شده است. از مترادفهای فارسی آن میتوان به «درمان انزجاری» اشاره کرد.
در قرآن
اصطلاح ترکیبی «بیزاری درمانی» یک مفهوم مدرن در روانشناسی جدید است و پیشینهای در متون کهن یا قرآن کریم ندارد. اگرچه تکواژههایی مانند بیزاری در قالب مفاهیمی مثل «برائت» در قرآن مطرح شدهاند، اما این روش درمانی به عنوان یک تکنیک بالینی در آیات قرآن یافت نمیشود.
جمعبندی و توضیح کامل بیزاری درمانی
بیزاری درمانی یا درمان انزجاری، یکی از روشهای کلاسیک در شاخه رفتاردرمانی است که بر پایه اصول شرطیسازی پاولفی بنا شده است. در این رویکرد، فرض بر این است که عادات و رفتارهای مخرب مانند اعتیاد به مواد، الکل، قمار یا حتی رفتارهای وسواسی کوچک مثل ناخن جویدن، نوعی رفتارهای آموختهشده هستند که با احساس لذت کاذب در ذهن تثبیت شدهاند. درمانگر تلاش میکند با پیوند زدن مکرر این رفتارها به یک عامل ناخوشایند، این چرخه لذت را در مغز بیمار بشکند.
اگرچه این روش در گذشته به صورت گسترده استفاده میشد، اما در روانشناسی مدرن به دلیل مسائل اخلاقی و وجود روشهای جایگزینِ مثبتتر، کاربرد آن محدودتر شده است. امروزه بیشتر از روشهای مکمل یا ذهنی مانند «حساسیتزدایی آشکار» استفاده میشود تا بیمار بدون نیاز به تحمل محرکهای فیزیکی سخت، بتواند با تصویرسازی ذهنی، فرآیند ترک عادت را به طور موفقیتآمیز طی کند.