یعنی چه
در اصطلاح فلسفی، کلامی و لغوی، محدث به هر موجود یا پدیدهای گفته میشود که وجودش سابقهٔ عدم داشته باشد؛ یعنی ابتدا نبوده و سپس توسط آفریننده یا علتی پدید آمده است. این مفهوم در برابر «قدیم» و «ازلی» قرار میگیرد.
تلفظ
این واژه به صورت مُحدَث (با ضمه مِیم و فتح دال و ثاء ساکن) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در حل جدول کلمات متقاطع، خودِ عبارت «صفت محدث» با ۷ حرف یا کلماتی چون «حادث» و «نوپدید» است.
به انگلیسی
در متون فلسفی و کلامی انگلیسی، برای انتقال مفهوم محدث از این واژگان استفاده میشود.
به عربی
ریشه این واژه عربی است و در این زبان به معنای امر نو و تازه به وجود آمده کاربرد دارد.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی برای صفت محدث کلماتی مانند نوپدید، پدیدآمده، ساختهشده، مخلوق و نوپیدا هستند که مفهوم سابقهٔ عدم داشتن را میرسانند.
نماد چیست
در جهانبینی فلسفی و کلامی، صفت محدث بودن نماد آشکار وابستگی، مخلوق بودن و نیاز مبرم جهان مادی به یک پدیدآورنده و خالق ازلی (مُحدِث) است؛ چرا که هر چه محدث باشد، برای خروج از نیستی به هستی، به علت نیاز دارد.
جمعبندی و توضیح کامل صفت محدث
واژهٔ «مُحدَث» یک صفت دقیق در زبان عربی، کلام و فلسفه اسلامی است که به هر امر نوپدید، ایجادشده و مخلوق اشاره دارد که وجودش سابقهٔ عدم داشته است. این صفت در برابر اصطلاح «قدیم» قرار میگیرد که مختص ذات باریتعالی است و هیچ آغاز و سابقهٔ نیستی برای آن متصور نیست.
در قرآن کریم، این صفت دو بار (در سوره انبیاء و سوره شعراء) برای توصیف آیات و ذکر پروردگار که به صورت تازه و تدریجی بر پیامبر نازل میشده، به کار رفته است. فلاسفه و متکلمان با تکیه بر صفت محدث بودن جهان مادی، استدلال میکنند که هر پدیدهٔ محدثی قطعاً به یک «مُحدِث» یا پدیدآورندهٔ ازلی و قدیم نیاز دارد تا آن را پدید آورد.
در لغتشناسی فارسی، مترادفهای دقیقی چون نوپدید، حادث و مخلوق برای آن بر شمرده شده و این کلمه از ریشه سه حرفی (ح-د-ث) به معنای نو شدن مایه میگیرد و در جدول کلمات متقاطع نیز به عنوان نمادی از وابستگی جهان خلقت شناخته میشود.