یعنی چه
صنم در اصل به معنی بت، وثن یا مجسمهای است که از سنگ، چوب یا فلز میساختند و آن را پرستش میکردند. در ادبیات فارسی و زبان محاوره، این واژه تغییر کاربری داده و به عنوان استعارهای برای معشوق زیبارو، دلبر و خوبروی به کار میرود که انسان را والای زیبایی خود میکند. همچنین در اصطلاح تصوف، صنم به هر چیزی اطلاق میشود که بنده را از یاد حق تعالی بازدارد و به خود مشغول کند.
تلفظ
این واژه به صورت صَنَم (sanam) تلفظ میشود که در آن حروف صاد و نون دارای مصوت کوتاه زبر (فتحه) هستند.
در جدول
در مسابقات حل جدول، کلمه صنم دهخدا دقیقاً یک عبارت ۸ حرفی را تشکیل میدهد. بسته به طراح جدول، پاسخهای جایگزین کوتاهتری مانند بت یا وثن نیز ممکن است مد نظر باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به معنای لغوی صنم (بت) از واژه Idol استفاده میشود. در کاربردهای عاطفی و سنتی در زبانهای همسایه مانند ترکی نیز گاهی به معنای عزیز یا عزیزم (Sanam) بازتاب دارد.
به فارسی
واژگان هممعنی و برابرهای اصیل فارسی برای صنم شامل بُت، فغ، بُد، نگار، خوبرو، دلبر، محبوب و معشوق هستند که در متون نظم و نثر پارسی بارها به جای یکدیگر استفاده شدهاند.
نماد چیست
در ادبیات عاشقانه و مادی، صنم نماد زیبایی بینقص، مسحورکننده و ظاهری است که دل از کف عاشق میرباید، به طوری که شخص مانند یک بتپرست مجذوب و والای او میشود. در مقابل، در ادبیات عرفانی نماد حجاب، دنیاگرایی، تعلقات مادی و هر مظهر دنیوی است که سد راه رسیدن انسان به معشوق حقیقی یعنی خداوند میشود.
جمعبندی و توضیح کامل صنم دهخدا
واژه صنم ریشهای عربی دارد (که احتمالاً معرب واژه شمن یا مشتق از ریشههای سامی است) و در لغتنامه دهخدا به عنوان بت و مجسمه ساخته شده از سنگ یا چوب تعریف شده است که مورد پرستش قرار میگیرد. اگرچه خود واژه صنم به صورت مفرد در قرآن نیامده، اما شکل جمع آن یعنی «اصنام» ۵ بار در سورههای مختلف برای اشاره به بتها به کار رفته است. در فرهنگ و ادبیات فارسی، این کلمه تغییر معنایی زیبایی یافته و اصطلاحاً به معشوقِ دلربا و خوبروی اطلاق میشود.
از دیدگاه عرفانی، خاقانی و دیگر شاعران بزرگ صنم را در تضاد با مفهوم «صمد» (خداوند بینیاز) قرار دادهاند؛ چرا که صنم نماد هر آن چیزی است که انسان را سرگرم دنیا کرده و از معبود حقیقی بازمیدارد. با این حال، تلاقی معنای مادی و عرفانی آن نشاندهنده قدرت جاذبه و زیبایی است که در یک سو به بتپرستی و در سوی دیگر به عشق زمینی یا آسمانی تعبیر میشود.