معنی
حکمت در لغت به معنای منع کردن و بازداشتن جهت اصلاح، و همچنین محکمکاری و استواری است. در اصطلاح، به دانشی عمیق و هدفمند گفته میشود که انسان را به فهم درست، رفتار سنجیده و تشخیص حقیقت میرساند و مانع از ورود او به جهل و خطا میشود.
یعنی چه
وقتی میگویند کاری از روی حکمت است، یعنی پشت آن مصلحت، تدبیر و دلیلی سنجیده وجود دارد. حکمت ترکیبی از علم نافع و عمل صالح است که تعادل را در زندگی انسان برقرار میکند.
مترادف
واژههایی مانند بینش، صوابدید، استواری و اندرز نیز در کاربردهای مختلف به عنوان مترادف حکمت شناخته میشوند.
متضاد
در مفاهیم مقابلهای، سفه (نابخردی) و بیهودگی دقیقترین نقطهی مقابل حکمت هستند.
ریشه
این واژه برگرفته از ریشه عربی «حَکَمَ» به معنای داوری کردن، استواری و بازداشتن از خطا است. ریشهٔ اصلی آن به «حَکَمَة» (لجام و دهنهٔ اسب) بازمیگردد که حیوان را از سرکشی بازمیدارد؛ وجه تسمیهٔ حکمت نیز بازداشتن انسان از نادانی و گناه است. همخانوادههای آن شامل حاکم، حکم، محکمه، محکم، حکومت و حکیم هستند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً در پاسخ به طراحانی که «دانایی عمیق»، «فلسفه» یا «راز و علت مصلحتآمیز» را میخواهند، واژه حکمت قرار میگیرد.
به انگلیسی
در بیشتر متون عمومی و اخلاقی از Wisdom و در متون تخصصی یا قدیمی از Philosophy استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل حکمت
واژه حکمت یکی از کلیدیترین مفاهیم در فرهنگ، اخلاق، دین و فلسفه است. این کلمه در اصل از ریشهای به معنای مهار کردن و استواری میآید و به دانشی اشاره دارد که انسان را از گمراهی و زشتی بازمیدارد. حکمت تنها به معنای انباشت اطلاعات در ذهن نیست، بلکه نوعی بینش عمیق است که علم را با عمل صالح و تدبیرِ درست پیوند میدهد.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، حکمت به عنوان نعمتی بزرگ و خیر کثیر معرفی شده که در کنار کتاب آسمانی به پیامبران آموزش داده شده است. این واژه نماد نور عقل، آگاهی درون و تشخیص حق از باطل است که انسان را به تعادل و مصلحتاندیشی در زندگی هدایت میکند.