معنی
این واژه در لغتنامههای معتبر به صورت مستقل ثبت نشده و شکل صحیح آن «قضاوت» یا «قضا» است که به معنای تمیز دادن حق از باطل، فصل خصومت و صدور رأی عادلانه در دادگاه یا در بسترهای اجتماعی و اخلاقی به کار میرود.
یعنی چه
در اصطلاح عامیانه و حقوقی، به فرآیندی گفته میشود که در آن فردی (قاضی یا ناظر) با تکیه بر دلایل و شواهد، میان دو طرف یا درباره یک موضوع، حکم نهایی و قطعی صادر میکند.
مترادف
این کلمات در زمینه حقوقی و مفهومی بیشترین شباهت معنایی را با ریشه این واژه دارند.
متضاد
در بافت دادخواهی متضاد مستقیمی برای آن وجود ندارد، اما از نظر مفهومی برابر با بیحکمی یا بلاتکلیفی است. در فقه نیز واژه «ادا» به معنای بهجا آوردن عبادت در وقت مقرر، متضاد «قضا» است.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی عربی «ق ض ی» مشتق شدهاند.
ریشه
این کلمه در زبان فارسی از زبان عربی وام گرفته شده و ریشه اصلی آن به معنای جدا کردن حق از باطل و فرمان دادن قطعی است.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول گاهی واژهها به صورت ۴ حرفی و ناقص مانند «قضاو» آورده میشوند که اشاره به همان مفهوم داوری و قضاوت دارد.
به انگلیسی
بسته به لحن و ساختار متن حقوقی یا عمومی، از معادلهای فوق استفاده میشود.
به عربی
این واژهها در زبان عربی برای اشاره به امر دادخواهی و صدور حکم استفاده میشوند.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی برای این مفهوم، واژههای «داوری» و «دادرسی» هستند که ریشه در ایران باستان دارند.
جمعبندی و توضیح کامل قضاو
واژه «قضاو» یک مدخل مستقل و رسمی در لغتنامههای معتبر فارسی مانند دهخدا، معین و عمید نیست. این عبارت به احتمال بسیار زیاد یک خطای نوشتاری (تایپی) از واژه «قضاوت» است که حرف پایانی آن حذف شده، یا بخشی از ترکیب «قضا و قدر» است که به شکل سرهم نوشته شده است.
با توجه به ریشه معنایی آن که به کلمه «قضا» و «قضاوت» برمیگردد، مفهوم اصلی آن بر محور داوری، حکم کردن، دادرسی و تعیین تکلیف یک امر حقوقی یا اخلاقی استوار است. این مفهوم در فرهنگ اسلامی و قرآنی نیز به معنای فرمان قطعی الهی و سرنوشت به کار میرود.
در بازیها و سرگرمیهای جدولی، این ترکیب ۴ حرفی ممکن است دقیقاً به عنوان کلید یا پاسخ مدنظر قرار گیرد که در این صورت باید آن را معادل همان فرآیند صدور حکم و دادخواهیِ منسوب به قاضی دانست.