معنی
واژه مطیع در زبان فارسی به شخص یا عاملی اطلاق میشود که از دستورها، قوانین یا خواستههای فرد یا نهادی دیگر پیروی کامل دارد. در متون ادبی و کاربردهای روزمره، این واژه برای توصیف ویژگی فرمانبرداری، رام بودن و انقیاد به کار میرود.
یعنی چه
عبارت مطیع بودن یعنی شخص با میل یا بر اساس وظیفه، اراده خود را تسلیم اراده دیگری کند و بدون سرکشی یا نافرمانی، خواستههای مطرحشده را به انجام برساند.
مترادف
این واژهها همگی در معنای همسو با فرمانبرداری و پذیرش اراده دیگری به کار میروند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده ویژگی خروج از فرمان، ایستادگی در برابر قدرت و عدم پذیرش دستورات هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد (ط-و-ع) مشتق شدهاند و با مفهوم فرمانبرداری ارتباط دارند.
ریشه
این کلمه اسم فاعل از باب افعال (أطاعَ، یُطیعُ) است. معنای اصلی ریشه آن در زبان عربی، نرم شدن، پذیرفتن فرمان و همراهی بدون اجبار است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، برای راهنماهایی همچون فرمانبردار یا حرفشنو، واژه ۴ حرفی مطیع یک پاسخ کلیدی و رایج است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه obedient رایجترین معادل برای توصیف فرد یا رفتار مطیع است.
جمعبندی و توضیح کامل مطیع
واژه مطیع ریشه در فرهنگ زبانی و دینی غنی دارد و نشاندهنده مفهوم تسلیم، انقیاد و پیرو بودن در برابر یک مرجع قدرت، قانون یا معبود است. این واژه از ریشه عربی «طوع» گرفته شده که به معنای تمایل و همراهی صمیمانه و بدون اجبار است، از این رو در ادبیات عرفانی و اخلاقی، مطیع بودن به عنوان نمادی از بندگی خالصانه، رهایی از خودخواهی و تسلیم در برابر حقیقت مطلق به شمار میرود.
در کاربردهای عمومی و روزمره، مطیع به فردی سربه راه و حرفشنو اطلاق میشود که نظم را رعایت کرده و از دستورات پیروی میکند. در فرهنگ عامه و نمادشناسی نیز حیواناتی مانند سگ یا اسب رهوار به عنوان مظهر و وفاداری در مطیع بودن شناخته میشوند. بررسی مترادفها و متضادهای این کلمه، مرز میان انقیاد آگاهانه و سرکشی یا یاغیگری را به خوبی روشن میسازد.