یعنی چه
این اصطلاح در ادبیات فارسی دو کارکرد دارد؛ در معنای مادی و فیزیکی به حالت گلاویز شدن، کشتی گرفتن و جدال تنبهتن دو نفر اشاره میکند. اما در کاربرد امروزی و کنایهای، به معنای رویارویی ناگزیر، ابتلا و دستوپنجه نرم کردن با یک بحران، بیماری یا گرفتاری شدید (مانند دست به گریبان شدن با فقر) به کار میرود.
تلفظ
این عبارت فعلی به صورت دَست (dast) بِه (be) گِریبان (girībān) شُدَن (šudan) تلفظ میشود.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، این اصطلاح معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «گلاویز شدن»، «کشتی گرفتن» یا «دچار مشکل شدن» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن، برای درگیری فیزیکی از واژه grapple و برای مواجهه با چالشها از اصطلاح struggle با یک مشکل استفاده میشود.
به فارسی
واژهها و عبارات هممعنی و مترادف این اصطلاح در زبان فارسی شامل گلاویز شدن، دستبهیقه شدن، درآویختن، مبتلا شدن و دستوپنجه نرم کردن است. از نظر همریشگی نیز کلماتی چون دست، دستگیر، گریبان و گریبانگیر با آن در یک خانواده قرار میگیرند. در مقابل، واژههایی مثل صلح کردن، کنار آمدن، رها کردن و سازش کردن متضاد آن هستند.
نماد چیست
این اصطلاح در فرهنگ و ادبیات فارسی نمادی از رویارویی مستقیم با یک بحران، جدال ناگزیر با تقدیر یا سختیهای زندگی، و کشمکش شدید برای عبور از یک چالش بزرگ است.
جمعبندی و توضیح کامل دست به گریبان شدن
اصطلاح «دست به گریبان شدن» یک عبارت فعلی مرکب و کنایهای اصیل در زبان فارسی است که ریشه در ادبیات عامیانه و پهلوانی قدیم دارد؛ زمانی که در کشتی یا دعوا، طوق و یقه لباس (گریبان) یکدیگر را میگرفتند. شکل فصیحتر و کهنتر این عبارت در متون قدیمی به صورت «دست و گریبان شدن» ضبط شده است.
امروزه این واژه بیشتر در معنای استعاری آن به کار میرود و نشاندهنده رویارویی مستقیم، فرساینده و ناگزیر انسان با مصائب، بیماریها، فقر یا مشکلات پیچیده زندگی است. این عبارت کاملاً فارسی بوده و معادل مستقیمی در متن قرآن ندارد، هرچند از نظر مفهومی با واژههایی که دلالت بر تحمل سختی دارند قرابت دارد.