یعنی چه
واژهٔ «تَجَمُّلُت» از ترکیب کلمهٔ عربی/فارسی «تجمل» به همراه شناسهٔ مالکیت دومشخص مفرد متصل (ـُت / ت) در زبان فارسی ساخته شده است و به معنی شکوه، دبدبه و جلوهٔ ظاهری متعلق به تو است. در زبان عربی نیز فعل «تَجَمَّلْتَ/تَجَمَّلْتِ» به معنای آراسته شدی یا شترسواری کردی وجود دارد.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی با فتح تاء و جیم، تشدید و ضم میم، ضم لام و سکون تاء پایانی به صورت تَجَمُّلُت (Tajammolut) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ به راهنمای «آراستگی تو» یا «شکوه تو» کلمهٔ پنجحرفی «تجملت» است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم تجمل و شکوه متعلق به مخاطب، از ترکیب کلمات مادی و ظاهری مانند لایفاستایل مجلل یا شکوه فردی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن معنای اسم مصدر همراه با ضمیر متصل دومشخص، از کاف خطاب استفاده میشود. همچنین فعل «تَجَمَّلْتَ» نیز در ترکیب عربی معنای متفاوتی دارد.
به فارسی
معادلات و جایگزینهای روان فارسی این واژه شامل عبارتهایی مثل شکوهات، سرافرازیات، آرایش تو و پیرایهٔ تو است. متضادهای آن نیز سادگیات، فقر تو و بیپیرایگیات هستند.
در قرآن
عین کلمهٔ «تجملت» در قرآن نیامده است، اما همخانوادهٔ آن یعنی «جَمال» در آیهٔ ۶ سورهٔ نحل به کار رفته است: «وَلَکُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ» که به زیبایی و شکوه چهارپایان در هنگام رفتوآمد اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل تجملت
واژهٔ «تجملت» ساختاری ترکیبی دارد که از اسم مصدر «تجمل» (برگرفته از ریشه عربی جمل) و ضمیر متصل مالکیت فارسی «ت» تشکیل شده است. این کلمه در اصطلاح به معنی آراستگی، شکوه، حشمت و وسایل زینت و فخرفروشی متعلق به یک شخص است. در ادبیات فارسی، تجمل معمولاً نمادی از دلبستگیهای مادی، ظاهرگرایی و اشرافیت به شمار میرود.
از سوی دیگر، این واژه در دستور زبان عربی میتواند به عنوان فعل ماضی باب تفعل (تَجَمَّلْتَ/تَجَمَّلْتِ) به معنی «آراسته شدی» یا «شترسواری کردی» نیز تلقی شود؛ اما در زبان فارسی کاربرد اصلی آن همان حالت اسمی و انتساب زیور و تجملات به مخاطب است. این کلمه با داشتن ۵ حرف، دقیقاً معادل کلماتی چون خودآراییات یا زینتت قرار میگیرد.