یعنی چه
در فلسفه اسلامی، عرفان و روانشناسی سنتی (علمالنفس)، به مجموعه نیروهای ادراکی درونی انسان که وظیفه درک صور حسی، حفظ آنها و فهم معانی جزئی را بر عهده دارند، قوه باطن یا قوای باطنی میگویند. این قوا شامل حس مشترک، خیال، واهمه، حافظه و متصرفه است و ابزار درک غیب و بصیرت درون به شمار میروند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ عبارتهای مربوط به نیروهای درونی نفس یا حواس درونی، واژه «قوه باطن» است که دقیقاً از ۷ حرف تشکیل میشود.
به انگلیسی
در متون فلسفی و روانشناسی غربی، برای اشاره به این مفهوم بیشتر از ترکیب Internal faculties (قوا و حواس باطنی) استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح در اصل یک ترکیب اضافی عربی است و در منابع فلسفه مشاء و حکمت متعالیه به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی و واژگان همراستای این اصطلاح عبارتند از: حواس باطنی، قوای درونی نفس، بصیرت، وجدانیات و نیروی ادراک درونی. از نظر ریشهشناسی، «قوه» از ریشه (قوی) به معنی نیرو و «باطن» از ریشه (بطن) به معنی درون و پنهان است که متضاد آن «قوه ظاهر» یا حواس پنجگانه ظاهری (بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، بساوایی) است.
در قرآن
عین ترکیب «قوه باطن» در قرآن نیامده است، اما ریشهها و مفاهیم آن مشهود است؛ از جمله آیه ۳ سوره حدید که «الباطن» را از اسماالحسنی میخواند (هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ) و آیه ۲۰ سوره لقمان که به نعمتهای ظاهری و باطنی انسان اشاره دارد (وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً).
نماد چیست
در ادبیات عرفانی، قوه باطن و قلب پاک به «آینه» تشبیه میشود که حقایق غیبی را منعکس میکند. همچنین در تمثیلهای فلسفی، حواس پنجگانه ظاهری مانند پنج جویبار هستند و قوه باطن (حس مشترک) مانند «حوض یا استخر مرکزی» است که آب این جویبارها در آن میریزد.
جمعبندی و توضیح کامل قوه باطن
ترکیب «قوه باطن» یا قوای باطنی از اصطلاحات بنیادین در فلسفه اسلامی، عرفان و روانشناسی سنتی است. فلاسفه بزرگی مانند ابنسینا و ملاصدرا بر این باورند که انسان علاوه بر حواس پنجگانه ظاهری، به پنج قوه درونی مجهز است تا بتواند تصاویری که از دنیای بیرون میگیرد را ذخیره، تحلیل و معناسازی کند.
این قوای پنجگانه شامل حس مشترک (مرکز تجمع دادههای حسی)، خیال (بایگانی تصاویر)، واهمه (درک مفاهیم جزئی مانند ترس یا محبت)، حافظه (بایگانی معانی) و متصرفه (قوه ترکیب و بازسازی صور) هستند. در عرفان نیز این اصطلاح با مفهوم بصیرت و شهود قلبی پیوند نزدیک دارد.
در یک جمعبندی میتوان گفت قوه باطن، همان ابزار ادراکی و پنهان روح انسان است که او را از مرتبه حس حیوانی فراتر برده و امکان تفکر، تجسم، یادآوری و سیر در آفاق درونی را برایش فراهم میسازد.