معنی
واژه «دفع» در اصل به معنای دور کردن و راندن چیزی با استفاده از نیرو است. در زبان فارسی، این کلمه بیشتر در مفاهیمی مانند دفع خطر، دفع بیماری، دفع آفات و به طور کلی جلوگیری از وقوع یک امر نامطلوب و رفع آن به کار میرود. همچنین در فیزیولوژی و پزشکی، به معنای خارج کردن مواد زائد و فضولات از بدن است.
یعنی چه
عبارت دفع در زبان عامه و علمی یعنی ممانعت از نزدیک شدن یا تاثیر گذاشتن یک عامل منفی. وقتی میگوییم چیزی را دفع کردیم، یعنی جلو پیشروی آن را گرفتهایم یا آن را از محیط خود دور ساختهایم تا امنیت و سلامت برقرار شود.
مترادف
این واژهها در بافتهای مختلف ادبی، حقوقی و روزمره میتوانند به جای دفع برای رساندن مفهوم دور کردن یا بازداشتن به کار روند.
متضاد
کلماتی که مفهوم نزدیک کردن، پذیرفتن و متمایل شدن به سوی چیزی را دارند، نقطه مقابل دفع قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد (د ف ع) در زبان عربی مشتق شدهاند و به نوعی مفهوم راندن، دور کردن یا تکرار را در خود دارند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «د ف ع» گرفته شده است که در عربی کلاسیک به معنای «هل دادن، راندن و دور کردن چیزی با استفاده از نیرو یا قدرت» است و با همین بنمایه معنایی وارد زبان فارسی شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، برای راهنمای واژههایی چون راندن، دور کردن یا پس زدن، کلمه ۳ حرفی «دفع» یک پاسخ دقیق و استاندارد است.
به انگلیسی
بسته به اینکه دفع در چه زمینهای (فیزیک، پزشکی یا عمومی) به کار رود، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل دفع
واژه «دفع» یک مصدر عربی است که به طور گسترده در زبان فارسی به کار میرود و در هسته معنایی خود به مفهوم راندن، پس زدن و دور کردن چیزی با اعمال نیرو اشاره دارد. این واژه در حوزههای مختلف کاربردهای متنوعی پیدا کرده است؛ در زندگی روزمره و ادبیات به معنای برطرف کردن خطر، آفات و موانع است و در فیزیک به عنوان نیروی دافعه در برابر جاذبه شناخته میشود که توازن جهان را حفظ میکند.
علاوه بر این، در متون دینی و قرآنی، دفع به عنوان یک سنت الهی برای جلوگیری از فساد در زمین و همچنین شیوهای اخلاقی برای پاسخ دادن به بدیها با نیکی تعبیر شده است. در حوزه علم پزشکی و فیزیولوژی نیز این کلمه به فرآیند حیاتی خارج کردن سموم و مواد زائد از بدن اطلاق میشود که نشاندهنده گستردگی و اهمیت این مفهوم در ابعاد مادی و معنوی است.