یعنی چه
ترس و واهمه یک ترکیب عطفی مترادف در زبان فارسی است. ترس به احساس ناخوشایند و طبیعی انسان در مواجهه با خطر یا تهدید واقعی و بیرونی اشاره دارد. واهمه در اصل از ریشه عربی به معنی قوه خیال و پندار است، اما در تداول امروز به نگرانی و ترس ناشی از شک، احتمال خطر در آینده یا توهمات ذهنی گفته میشود. این ترکیب برای تأکید بیشتر بر حالت اضطراب و هراس شدید به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب از دو بخش تشکیل شده است: کلمه اول «تَرس» (tars) با فتح تاء و سکون ر و س؛ کلمه دوم «وَ» (va) به عنوان واو عطف؛ کلمه سوم «واهِمه» (vāheme) که با الف ممدوح، کسره هاء و های بیان حرکت در پایان تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «ترس و واهمه»، خود این عبارت دقیقاً ۹ حرف دارد. بسته به تعداد حروف خانههای جدول، میتوانید از معادلهای دقیق آن مانند بیم، هراس، خوف، وحشت، دغدغه، تشویش یا دهشت نیز استفاده کنید.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به شدت و نوع این احساس، واژههای متفاوتی وجود دارد. کلمه Fear برای ترسهای عمومی و واقعی، Dread برای هراس عمیق و پیشبینینشده، و Apprehension به خوبی معنای «واهمه» یعنی دغدغه و نگرانی از آینده را منتقل میکند.
به عربی
در زبان عربی، مفهوم ترس با واژههای متعددی بیان میشود. ترکیب مستقیم آن «الخوف والوهم» است. کلمه خشیت نیز به ترسی آمیخته با پاسداشت و آگاهی اشاره دارد که به این مفهوم نزدیک است.
در قرآن
عین ترکیب واژگانی «ترس و واهمه» در قرآن کریم به کار نرفته است. با این حال، مفهوم ترس با واژههای عربی مانند «خوف» و «خشیت» بارها ذکر شده است؛ مانند آیه ۱۷۵ سوره آلعمران: «فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ» (پس از آنها نترسید و از من بترسید). کلمه «واهمه» یا ریشه آن به معنی ترس در قرآن وجود ندارد و مشتقات دیگر آن ریشه معنای متفاوتی دارند.
جمعبندی و توضیح کامل ترس و واهمه
ترکیب «ترس و واهمه» نمایانگر حالتی روحی و روانی است که انسان را در مواجهه با خطرات احتمالی یا پندارهای ذهنی در بر میگیرد. کلمه «ترس» ریشهای کهن در زبانهای پارسی باستان و اوستایی دارد و واکنشی طبیعی به تهدیدات بیرونی است؛ در حالی که «واهمه» ریشهای عربی دارد و در فلسفه قدیم به عنوان یکی از حواس باطنی انسان (قوه واهمه) شناخته میشد که وظیفه درک معانی غیرمحسوس را بر عهده داشت و گاهی انسان را دچار ترسهای بیدلیل میکرد.
امروزه در زبان فارسی، جفت شدن این دو واژه با یکدیگر، یک ساختار تأکیدی بسیار رسا را پدید آورده است. این عبارت نه تنها برای اشاره به ترسهای فیزیکی، بلکه برای توصیف دلشورهها، اضطرابهای درونی، دغدغههای فکری و عواقب نامعلوم کارهای آینده به کار میرود و نمادهایی همچون تاریکی، سایه و رنگ زرد در ادبیات به آن استناد دارند.