معنی
ذر در لغت به معنای موجودات یا ذرات بسیار ریزی است که به چشم میآیند، مانند غباری که در تابش نور آفتاب معلق است یا مورچههای بسیار کوچک. همچنین این کلمه در زبان عربی به عنوان فعل امر از ریشه «وذر» نیز به کار میرود که معنای «بگذار» و «رها کن» میدهد.
یعنی چه
این کلمه در اصطلاح و فرهنگ اسلامی بیشتر به «عالم ذر» اشاره دارد که نمادی از ریزترین و اولین مرتبه وجودی انسانها پیش از خلقت مادی است. در زبان روزمره نیز به معنای کمترین و ناچیزترین مقدار از هر چیز به کار میرود.
مترادف
با توجه به بستر متن، این واژه میتواند با کلماتی که به خرد بودن اشاره دارند یا افعال امر به معنی رها کردن مترادف باشد.
متضاد
برای این واژه متضاد مستقیم واحدی در لغتنامهها ثبت نشده است، اما از نظر مفهومی در مقابل بزرگی و عظمت قرار دارد. همچنین در معنای فعلی پاشیدن، متضاد آن جمع کردن است.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد «ذرر» مشتق شدهاند و مفاهیمی چون پاشیدن، ریز بودن و پراکندگی نسل را در خود دارند.
ریشه
این واژه یک وامواژه عربی در فارسی است. در حالت اسمی از ریشه «ذ ر ر» به معنی پراکندن و افشاندن ذرات ریز گرفته شده و در حالت فعلی از ریشه «و ذ ر» به معنی ترک کردن و واگذار کردن است.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در نقش اسم به معنی ذره باشد یا در نقش فعل امر عربی، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل ذر
واژه «ذر» در زبان فارسی یک وامواژه اصیل عربی است که دو کاربرد و ریشه کاملاً متفاوت دارد. در رایجترین شکل اسمی آن، از ریشه «ذرر» به معنای ریزترین اجزای غبار، مورچههای کوچک و اصطلاحاً کوچکترین واحد مادی یا معنوی هستی است. این مفهوم در قرآن کریم به صورت «ذره» بارها برای سنجش دقیق اعمال به کار رفته و در فرهنگ عرفانی با اصطلاح «عالم ذر» (پیمان پیش از خلقت مادی) گره خورده است.
از سوی دیگر، این واژه میتواند در متون کهن به عنوان فعل امر عربی از ریشه «وذر» به معنی «بگذار و رها کن» ظاهر شود. شناخت این دو جنبه به درک دقیقتر متون ادبی و دینی کمک شایانی میکند.