یعنی چه
صومعهنشین به کسی گفته میشود که با دوری از هیاهوی دنیا و مادیات، در صومعه (دیر یا عبادتگاه) سکونت اختیار کرده و تمام وقت خود را وقف عبادت، اعتکاف و زهد سختگیرانه کرده است. این واژه در ادبیات کلاسیک نماد گوشهنشینی و عُزلتگزینی است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «صَومَعهنِشین» است که از دو جزء صومعه (با فتح صاد و سکون واو) و نشین (بن مضارع نشستن) ترکیب شده است.
در جدول
پاسخ دقیق ۹ حرفی برای این واژه در جدول «صومعه نشین» است. از دیگر کلمات مشابه در طراحهای جدول میتوان به راهب، دیرنشین و عابد اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به نوع و میزان انزوا، از واژههای مختلفی استفاده میشود که رایجترین آنها برای راهبان مسیحی Monk است.
به عربی
در زبان عربی واژه راهب بیشترین شباهت معنایی را دارد. همچنین واژه صوامع (جمع صومعه) در آیه ۴۰ سوره حج در قرآن کریم آمده است.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای اشاره به این مفهوم و فردی که در دِیر زندگی میکند، از ترکیب عینی ساکنِ صومعه یا واژه کشیش استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل صومعه نشین
واژه «صومعهنشین» یک صفت فاعلی مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی صومعه (از ریشه ص م ع به معنی بنای باریک و بلند) و بن مضارع فارسی نشین ساخته شده است. این اصطلاح به طور دقیق به زاهدان، راهبان و افرادی اشاره دارد که با بریدن از جامعه و علایق دنیوی، در یک مکان مقدس و منزوی به نام صومعه یا دیر به اعتکاف و عبادت مداوم میپردازند.
در ادبیات کلاسیک فارسی، به ویژه در اشعار عرفانی و غزلهای حافظ، صومعهنشینان جایگاه ویژهای دارند؛ آنها گاهی نماد پاکدامنی و زهدِ جدی هستند و گاهی در تقابل با «رندان خراباتی»، به عنوان نمادی از صوفیان قشری، ظاهربین و ریاکار که خود را پشت دیوارهای صومعه پنهان کردهاند، مورد نقد قرار میگیرند.
اگرچه خود واژه صومعهنشین در قرآن ذکر نشده، اما شکل جمع جزء اول آن یعنی «صوامع» یکبار در آیه ۴۰ سوره حج در کنار بیع (دیرها) و مساجد به عنوان اماکن عبادی که نام خدا در آنها بسیار برده میشود، تکریم و یاد شده است.