یعنی چه
القار در لغت به معنای قیر یا زفت است؛ مادهای سیاه رنگ، غلیظ و بسیار چسبنده که در گذشته از صخرهها یا تقطیر مواد نفتی به دست میآمد و برای آببندی کردن بدنه کشتیها، سقفها و ظروف استفاده میشد. امروزه نیز مشتقات آن در آسفالت جادهها و عایقکاری کاربرد دارد. این واژه در ادبیات کلاسیک کنایه از سیاهی شدید و تاریکی مطلق است.
تلفظ
این کلمه به صورت «اَلْقَار» تلفظ میشود. حرف اول مفتوح (اَ)، لام ساکن (لْ)، قاف مفتوح و کشیده به همراه الف (قَار) و راء در پایان ساکن یا با تنوین تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه ۵ حرفی «القار» به عنوان معادل عربی یا کلمهای کهن برای قیر، قطران و ماده عایقکاری سیاهرنگ شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به نوع کاربرد و منشأ این ماده سیاه، از واژههای متفاوتی استفاده میشود که رایجترین آنها Tar و Bitumen هستند.
به عربی
این کلمه اصالتاً عربی است که با حرف تعریف «ال» همراه شده است. در کشورهای عربی علاوه بر القار، واژههای الزفت و القطران نیز برای اشاره به انواع قیر و مشتقات نفتی و صمغی تیره کاربرد دارد.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه به فارسی «قیر» یا «زفت» است. جالب اینجاست که ریشه اصلی خود کلمه قیر، واژه پهلوی «گار» بوده که به زبان عربی وارد شده، به «قار» تغییر یافته و سپس با اضافه شدن حرف تعریف به صورت «القار» دوباره به ادبیات و متون کهن فارسی بازگشته است.
در قرآن
کلمه «القار» با مفهوم قیر به طور مستقیم در متن قرآن کریم به کار نرفته است. با این حال، کلمات همنویسه یا همریشهای مانند «القارعة» (به معنی کوبنده که نام یکی از سورههای قیامت است) و نام «قارون» در قرآن آمدهاند که از نظر معنایی کاملاً با ماده القار (قیر) متفاوت هستند و نباید با آن اشتباه گرفته شوند.
جمعبندی و توضیح کامل القار
واژه «القار» نمونهای جذاب از تبادل زبانی میان فارسی کهن و عربی است. این کلمه که در اصل از ریشه پهلوی «گار» گرفته شده، پس از ورود به زبان عربی شکل معرب «قار» را به خود گرفت و با الحاق حرف تعریف «ال»، به عنوان یک واژه دخیل و ادبی وارد متون کهن فارسی شد. معنای اصلی آن قیر، زفت یا قطران است که به مادهای سیاه، غلیظ و چسبناک اشاره دارد.
در فرهنگ و ادبیات، القار فراتر از یک ماده صنعتی یا طبیعی، به عنوان نمادی برای تاریکی مطلق، سیاهی شدید و آلودگی پاکنشدنی به کار میرود. همچنین در زبان ترکی، واژه همنویسه «قار» به معنی برف است که تضاد معنایی جالبی (سیاهی مطلق در عربی و سپیدی مطلق در ترکی) ایجاد میکند.
امروزه این کلمه بیشتر در متون ادبی، اشعار کلاسیک و به ویژه به عنوان یک طراح سؤال محبوب در جدولهای کلمات متقاطع کاربرد دارد و پاسخی دقیق برای معماهای ۵ حرفی مربوط به قیر و زفت به شمار میرود.