یعنی چه
واژهٔ مَرمار دو معنای کاملاً متفاوت دارد؛ در زبان عربی به عنوان صفتی برای انار پرآب و شیرین که پوستههای ضخیم داخلی ندارد، یا هر چیز نرم، لطیف و لرزان از شادابی به کار میرود. در گویش بومی مازندرانی (تبری) نیز به معنی مادربزرگ مادری یا جدهٔ مادری است.
تلفظ
این کلمه در ریشهٔ عربی خود به صورت مَرمار (فتحه روی میم اول) و در گویش و ریشهٔ مازندرانی به صورت مِرمار (کسره روی میم اول) تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، کلمهٔ مرمار با ۵ حرف به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «انار پرآب و بدون پیه» یا «مادربزرگ در زبان تبری» شناخته میشود.
به انگلیسی
معادل دقیقی برای خود کلمه وجود ندارد، اما برای رساندن مفاهیم آن از این عبارات استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، علاوه بر خود واژهٔ مَمرمار، از کلمات خشف و مرتج نیز برای رساندن مفهوم لرزانی و لطافت استفاده میشود.
به فارسی
برگردان فارسی این واژه با توجه به ریشههای آن، کلماتی نظیر «خوشاب» (برای انار)، «نرم و شاداب» (برای صفت عربی) و «نیا یا مادربزرگ» (برای واژهٔ تبری) است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه یا اساطیر نماد رسمی برای این واژه ثبت نشده است، اما در متنهای کهن کنایهای از شادابی، مظهر لطافت لرزان و در گویش بومی مظهر اصالت خانوادگی است.
جمعبندی و توضیح کامل مرمار
واژهٔ «مرمار» از نمونههای جالب در بررسیهای لغوی است که دو هویت و ریشهٔ کاملاً مجزا دارد. از یک سو در زبان عربی و لغتنامههای کهن نظیر دهخدا و منتهیالارب به عنوان صفتی فصیح اما متروک برای توصیف انار پرآب، بدون پیه و شیء نرم و شاداب به کار رفته است. از سوی دیگر، در گویش اصیل مازندرانی (تبری) این واژه ریشهای کاملاً ایرانی داشته و به معنای مادربزرگ مادری یا جده استفاده میشود.
نکتهٔ مهم در شناخت این کلمه، عدم اشتباه گرفتن آن با سنگ مَرمَر یا واژهٔ مَرام است. مرمار واژهای پنجحرفی و بسیار کمکاربرد در ادبیات امروز است که بیشتر در طرح سوالات جدولهای کلمات متقاطع یا متون تخصصی لغوی کاربرد دارد و در متن قرآن مجید نیز به کار نرفته است.