معنی
پخ در زبان فارسی به چند معنی رایج کار میرود؛ نخست به ویژگی لبه یا گوشهٔ چیزی (مانند سنگ، فلز، چوب یا جواهر) میگویند که تیزی آن را تراشیده و مورب یا گرد کرده باشند تا از شکستگی جلوگیری شود و ایمن گردد. دوم، به عنوان یک آوا و صوت کوتاه (پِخ یا پَخ) برای ترساندن ناگهانی افراد یا رم دادن حیواناتی مثل گربه کاربرد دارد. همچنین در برخی گویشها به معنای چیز پهن و مسطح است.
یعنی چه
در اصطلاحات فنی، مهندسی و معماری، پخ به معنای از بین بردن زاویهٔ قائمه یا تیزِ یک قطعه و تبدیل آن به یک سطح مایل و ۴۵ درجه است. این کار معمولاً برای تسهیل در مونتاژ، افزایش ایمنی قطعات و زیباتر شدن کار انجام میشود.
مترادف
واژههایی مانند لبهگرد، مورب و تراشیده نزدیکترین معادلهای معنایی پخ در کاربردهای فنی و هندسی هستند.
متضاد
در برابر مفهوم پخ که برطرف کردن تیزی است، کلماتی نظیر تیز، برنده و زاویهدارِ قائم قرار میگیرند.
هم خانواده
مشتقات و اصطلاحات همریشه با این واژه بیشتر در صنایع سنگتراشی، نجاری و فلزکاری به کار میروند.
ریشه
این واژه در معنای لبهٔ تراشیده و مسطح، ریشهای اصیل در زبان فارسی دارد و تغییریافتهٔ کلمهٔ «پخت» یا «پَخت» است. البته برخی منابع احتمال دخیل بودن آن از زبانهای همسایه را نیز مطرح کردهاند، اما ریشهٔ فارسی آن اعتبار بیشتری دارد.
جمله سازی
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به نوع صنعت و زاویهٔ تراش، از واژههای فنی متفاوتی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل پخ
واژهٔ «پخ» یکی از کلمات اصیل و کاربردی در زبان فارسی است که دو رویهٔ کاملاً متفاوت دارد؛ از یک سو در ادبیات عامیانه و روزمره به عنوان صوتی برای شوخی، غافلگیری و ترساندن لحظهای به کار میرود و از سوی دیگر، جایگاه بسیار مهمی در صنایع مهندسی، معماری، نجاری، تراشکاری و جواهرسازی دارد.
در اصطلاح فنی، پخ به فرآیند حذف تیزی لبههای نود درجه و ایجاد یک سطح مایل یا گرد گفته میشود. این کار علاوه بر اینکه ظاهر سازه یا قطعه را ظریف و زیباتر میکند، خطر بریدگی دست کارگران و کاربران را از بین برده و مانع از پریدگی یا شکستگی گوشههای حساس سنگ، شیشه، چوب یا فلز در اثر ضربه میشود.