یعنی چه
در اصل به معنی اسبی است که مهار و پاره شدن عنانش باعث شده کنترلش از دست سوار خارج شود. در مفهوم کنایی به معنای بیاختیار، سراسیمه، شتابرو و از کنترل خارج شده به کار میرود.
تنطق و تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت عِنان (با کسره عین) و گُسَستِه (با ضمه گاف و فتح سین و تاء) است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول واژه «عنان گسسته» با ۹ حرف است. از دیگر پاسخهای مشابه میتوان به افسارگسیخته یا لجامگسیخته اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههای Unbridled (بدون مهار) و Unchecked (کنترل نشده) دقیقترین معادلها هستند. در زبان عربی نیز واژه منفلت یا جَامِح کاربرد دارد.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این واژه شامل لجامگسیخته، افسارگسیخته، بیمهار، خودسر، آسیمهسر، رها و شتابان است. واژههای باوقار و خویشتندار نیز متضاد آن هستند.
نماد چیست
این واژه در ادبیات نماد اسب بادپا و بیسوار، طوفان یا باران سیلآسا و تند است؛ چنانکه صائب تبریزی میگوید: «عنانگسستهتر از رشتههای بارانم».
جمعبندی و توضیح کامل عنان گسسته
واژه «عنان گسسته» از ترکیبات کنایی و زیبای زبان فارسی است که ریشه در فرهنگ سوارکاری و پیوند میان سوارکار و اسب دارد. جزء اول آن یعنی «عنان» ریشه عربی داشته و به معنای مهار اسب است و جزء دوم یعنی «گسسته» صفت مفعولی از مصدر پارسی میانه گسستن است. پاره شدن این بند، مهار اسب را غیرممکن کرده و حرکتی جنونآمیز و سراسیمه ایجاد میکند.
در ادبیات فارسی، این واژه بیشتر برای توصیف گذر سریع و بیرحم زمان، حوادث ناگهانی یا حالات درونی شدید و بیاختیار انسان به کار میرود. حافظ شیرازی در بیت معروف خود «در هر طرف ز خیل حوادث کمینگهی است / زان رو عنانگسسته دواند سوار عمر» به زیباترین شکل از این کنایه برای نشان دادن سرعت گذر عمر استفاده کرده است.