یعنی چه
واژهٔ مأمور در لغت به معنی کسی است که به او فرمان داده شده تا کار مشخصی را انجام دهد. در کاربرد روزمره و اداری، به کارمند، پاسبان، ضابط یا هر شخصی گفته میشود که از طرف یک مقام بالاتر یا سازمان، مسئول پیگیری و اجرای یک وظیفه، قانون یا مأموریت خاص شده است.
هم خانواده
این کلمه از ریشهٔ عربی «ا م ر» (امر) گرفته شده و با کلماتی که مفهوم فرماندهی، کارها یا وظایف را میرسانند، همخانواده است.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، برای راهنمای «فرستاده یا کارمند» یا «گمارده»، خود واژهٔ «مامور» به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی کاربرد دارد. همچنین واژههای مترادفی مثل گماشته، ضابط و مسئول نیز بسته به تعداد حروف خواسته شده استفاده میشوند.
به انگلیسی
بسته به اینکه مأمور در چه موقعیتی (نظامی، امنیتی، دیپلماتیک یا اداری) فعالیت کند، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی از خود کلمه مأمور یا واژههای هممعنی مانند موظف برای اشاره به شخص صاحب وظیفه استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مامور
واژهٔ مأمور در فرهنگ لغتهای معتبری مانند دهخدا، معین و عمید به کسی اطلاق میشود که مأموریت یا فرمانی را از سوی یک مقام بالاتر (آمر) دریافت کرده و ملزم به اجرای آن است. این کلمه ریشه در زبان عربی دارد و از مشتقات اسم مفعول کلمه «امر» به شمار میرود که در طول زمان وارد زبان فارسی شده و امروزه جایگاه ویژهای در اصطلاحات اداری، نظامی و حقوقی پیدا کرده است.
از دیدگاه مذهبی و قرآنی نیز، اگرچه خود واژه بهصورت مفرد در قرآن نیامده، اما شکل جمع آن یعنی «مَأْمُورُونَ» یکبار در آیه ۶ سورهٔ تحریم برای توصیف فرشتگان عذاب به کار رفته است؛ فرشتگانی که دقیقاً آنچه را که به آنها دستور داده شده اجرا میکنند و سرپیچی در کارشان نیست. این موضوع بر جنبهٔ وظیفهشناسی و اجرای بیکموکاستِ تکالیف در مفهوم این واژه تأکید دارد.