معنی
واژه نثار در لغت به معنی پراکندن و ریزش ریزدانهها یا هدایا بر سر افراد است و در مفهوم مجازی به هرگونه بخشش، فداکاری بیدریغ و تقدیم کردن ارزشمندترین داراییها (مانند جان) اطلاق میشود.
یعنی چه
وقتی صحبت از نثار کردن میشود، منظور پاشیدن نقود و گل در مجالس شادی یا بذل و بخشش بیمنت و فداکاری خالصانه در راه یک هدف بلندمرتبه است.
مترادف
واژههای فوق بسته به متن و کاربرد (جشن و سرور یا حماسه و ایثار) به عنوان مترادف نثار به کار میروند.
متضاد
این کلمات متضادهای مفهومی نثار هستند، چرا که نثار بر بخشش و پراکندن دلالت دارد و این واژهها بر جمع کردن و امساک.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی عربی (ن ث ر) اشتقاق یافتهاند که مفهوم اصلی آن پراکندن است.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی و اردو شده است. در فارسیسازی معنایی، علاوه بر معنای لغوی افشاندن، مفهوم عمیق «فدا کردن و ایثار» نیز به آن افزوده شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «پاشیدن گل و پول بر سر عروس» یا «فدا کردن»، کلمه ۴ حرفی نثار یک پاسخ کلیدی است.
به انگلیسی
برای مفاهیم مادی نثار از کلماتی مانند scattering استفاده میشود و برای مفاهیم معنوی و فداکاری، واژههای sacrifice یا dedication مناسبتر هستند.
جمعبندی و توضیح کامل نثار
واژه نثار یکی از کلمات پرکاربرد و اصیل در فرهنگ و ادبیات فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد. معنای نخستین و مادی آن به عمل پاشیدن و افشاندن هدایا، پول، نقل و گل در جشنها و مراسم آیینی اشاره دارد که در اصطلاح عامیانه به آن شاباش نیز میگویند. این رفتار نمادی از اشتراکگذاری شادی، برکت و تکریم بزرگان بوده است.
با ورود این واژه به ادبیات عرفانی و حماسی ایران، نثار بار معنایی عمیقتری پیدا کرد و مجازاً به معنای جانفشانی، ایثار و فداکاری بیدریغ به کار رفت. ترکیبهایی همچون «نثار کردن جان» یا «نثار عشق» نشاندهنده اوج ارادت، سخاوت بیحد و تسلیم کامل عاشق در برابر معشوق یا مبارز در راه آرمان است.
اگرچه خود کلمه نثار به صورت مستقیم در قرآن نیامده، اما مشتقات همخانواده آن مانند «منثور» (پراکنده) در آیات قرآنی به چشم میخورد و مفهوم آن کاملاً همسو با فرهنگ انفاق، صدقه و بذل پیشبینی شده در آموزههای اسلامی و اخلاقی است.