معنی
در تداول عامه به فرد یا شیءِ ستبر، عظیمالجثه، زمخت، درشت، گنده، بدشکل و ناتراشیده گفته میشود. در لغتنامه دهخدا قید شده که این واژه از لحاظ تشبیه به «خمیرِ ورآمده» به این نام خوانده شده است.
یعنی چه
این واژه صوتی عامیانه و توصیفی برای اشاره به ویژگیهای ظاهری افراد یا اشیایی است که بیش از حد بزرگ، بدقواره، ناخراشیده و ضخم به نظر میرسند و ظرافت رفتاری یا ساختاری ندارند.
متضاد
واژههایی که مفهوم مقابل هیکل درشت و زمخت را میرسانند.
در جدول
در سؤالات جدول کلمات متقاطع، به عنوان مابهازای کلماتی همچون درشتهیکل، کتوکلفت یا ناخراشیده به کار میرود.
به انگلیسی
برابرهای زبان انگلیسی برای توصیف فیزیک بدنی درشت و خشن.
به ترکی
ریشه این واژه از مصدر ترکی «یُغُرماق» (Yuğurmak) به معنی خمیر کردن و ورز دادن یا واژه «یوغن» به معنی ستبر گرفته شده است.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی این کلمه شامل واژههایی همچون تنومند، ستنبه، ضخم، درشتهیکل و بدقواره است که ویژگیهای فیزیکی مشابهی را بازگو میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل یغور
واژه «یغور» یکی از اصطلاحات پرکاربرد در زبان عامیانه و تداول روزمره فارسیزبانان است که برای توصیف افراد یا اشیاءِ بسیار بزرگ، ستبر، کتوکلفت و عاری از ظرافت به کار میرود. این کلمه ریشهای ترکی دارد و از واژگانی چون «یوغن» (به معنای کلفت) یا مصدر «یغورماق» (به معنای خمیر کردن و ورز دادن) مأخوذ شده است، به طوری که لغتنامه دهخدا نیز وجه تسمیه آن را تشبیه به خمیر ورآمده و حجیم میداند.
در فرهنگهای لغت و زبان فارسی، این واژه همخانواده مرسومی ندارد اما مفاهیمی همچون زمختی، تنومندی و ناخراشیدگی را به ذهن متبادر میسازد. در کاربردهای روزمره، اصطلاح یغور معمولاً بار معنایی کمی منفی یا طنزآمیز دارد و برای اشاره به بدقوارگی و بیتراشی ساختار یک شیء یا فیزیک بدنی یک فرد استفاده میشود، در حالی که واژههایی مانند ظریف و ریزنقش در نقطه مقابل آن قرار میگیرند.