یعنی چه
این اصطلاح در پزشکی و دامپزشکی به مرحلهای از چرخهٔ جنسی پستانداران ماده اشاره دارد که در آن حیوان تحت تأثیر هورمونها، آمادهٔ پذیرش جنس مخالف و بارداری است. این واژه وضعیتی کلاسیک و علمی دارد و به بیقراری یا تغییرات فیزیولوژیکی جانور در این دوره دلالت میکند.
تلفظ
این کلمه با ضمه روی الف و سکون روی حروف بعدی تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه استروس با ۶ حرف به عنوان پاسخ طراحان برای راهنمای «دوره فحلی پستانداران» یا «نام انسانشناس معروف فرانسوی (لوی-استروس)» به کار میرود.
به انگلیسی
در متون علمی انگلیسی برای توصیف چرخه باروری پستانداران از این واژه استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مدرن برای ترجمه این اصطلاح زیستشناسی از عبارات فوق استفاده میکنند.
به فارسی
از آنجا که استروس واژهای با ریشه یونانی و کاملاً بیگانه است، بخشهای متضاد و همخانواده اصیل فارسی ندارد، اما نزدیکترین معادلهای کاربردی آن در زبان فارسی واژههای فحل و گرما (در اصطلاح عامیانه دامداری) هستند.
نماد چیست
در اسطورهشناسی یونان باستان، ریشه این واژه به مگس پاشنه برمیگردد که نماد تحریک و بیقراری مفرط و عذابآور بود. در علم زیستشناسی مدرن نیز این واژه به عنوان نماد و نشانه شروع دوره باروری و پتانسیل تولید مثل در پستانداران شناخته میشود.
معنی انگلیسی/خارجی
واژه Estrus یا Oestrus از کلمه یونانی Oistros ریشه گرفته است. این کلمه در اصل به معنای مگسی بوده که دامها را نیش میزده و آنها را بیقرار میکرده است؛ سپس به صورت استعاری برای شور و بیقراری جنسی و در نهایت در علم مدرن برای چرخه باروری جانوران ماده به کار رفت. همچنین نام خانوادگی غربی مانند کلود لوی-استروس (انسانشناس) نیز از دیگر کاربردهای این لفظ خارجی است.
جمعبندی و توضیح کامل استروس
واژه استروس یک اصطلاح تخصصی و وامگرفته از زبان یونانی باستان است که از طریق زبانهای اروپایی وارد ادبیات پزشکی، دامپزشکی و زیستشناسی ایران شده است. این کلمه در اصل به چرخه جنسی، دوره فحلی و آمادگی فیزیولوژیک پستانداران ماده برای بارداری اشاره دارد و فاقد ریشه یا هم-خانواده اصیل در زبان فارسی است.
علاوه بر کاربرد علمی در زیستشناسی، این واژه در نامهای خاص غربی نیز به چشم میخورد که معروفترین آنها کلود لِوی-استروس، فیلسوف و ساختارگرای شهیر فرانسوی است. همچنین در علوم پزشکی اصطلاح «سندرم چرگ-استروس» به نوعی بیماری التهابی عروق اشاره دارد.
در نمادشناسی و تاریخچه واژهگزینی، ریشه اصلی آن به معنای مگس بیقرارکننده بوده که رفتهرفته مفاهیمی چون شور، تحریکشدگی و آغاز فرآیند بازتولید را به خود گرفته است و امروزه در جدولها و متون علمی به عنوان معادل دقیق دوره فحلی ثبت میشود.