یعنی چه
واژه زکامی به معنای منسوب به زکام است؛ یعنی هر چیزی که با سرماخوردگی، نزله، التهاب مخاط بینی و آبریزش آن در ارتباط باشد. در ادبیات فارسی این صفت برای اشاره به حالت فرد زکامزده نیز به کار میرود؛ چنانکه خاقانی میگوید: «مرد کامی و عشق میورزی / در زکامی و مشک میبویی» که اشاره به محرومیت فرد زکامی از درک بوهای خوش دارد.
تلفظ
این واژه به صورت زُکامی (تلفظ مصوت کوتاه ضمه روی حرف زای) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف (۵ حرف) خود واژه «زکامی» یا معادلهای آن مانند «نزلهای» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف حالت مربوط به زکام و آبریزش از این واژهها استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و در زبان مبدأ نیز به همین صورت یا به شکل صفت مفعولی مَزکوم به کار میرود.
نماد چیست
در ادبیات سنتی و کهن فارسی، زکامی بودن به صورت مجازی به عنوان نماد محروم بودن از درک زیباییها، رایحههای خوش (مانند بوی یار یا گل) و همچنین نمادی از کسالت، بیحالی و گرفتگی به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل زکامی
واژه «زکامی» صفت نسبتی است که از ریشه عربی زکام گرفته شده و به هر چیزی که به سرماخوردگی، نزله و آبریزش بینی مربوط باشد اشاره دارد. این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی جایگاه ویژهای داشته و شاعران بزرگ از آن برای مضمونسازیهای ظریف استفاده کردهاند.
از نظر معنایی، زکامی به حالت فردی اشاره میکند که به دلیل بیماری، حس بویاییاش کار نمیکند؛ به همین دلیل در تعابیر کنایی و مجازی، این کلمه به عنوان نمادی برای محرومیت از درک حقایق خوشایند، زیباییها و تجلیات معنوی یا مادی به کار میرود.