یعنی چه
آزادمنشی یک ویژگی اخلاقی و روحی است که به معنای رهایی از قید و بندهای مادی، تعصبات کورکورانه و داشتن سعهٔ صدر در مواجهه با افکار و عقاید مختلف است. فرد آزادمنش با بلندهمتی و فتوت رفتار میکند و کرامت انسانی را ارج مینهد.
تلفظ
این واژه از سه جزء «آزاد» (آزات)، «منش» (به معنی خو و اندیشه) و پسوند مصدری «ی» تشکیل شده و به صورت «آزادْمَنْشِی» تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این راهنما واژهٔ ۸ حرفی «آزادمنشی» است. واژههای مشابهی مانند آزادگی یا حریت نیز بسته به تعداد حروف جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم آزادمنشی در زبان انگلیسی، با توجه به سیاق متن از عبارات فوق استفاده میشود که نشاندهندهٔ وسعت نظر و آزادی روحی است.
به عربی
مفهوم آزادمنشی در زبان عربی با واژگانی ترکیب میشود که بر حریت ذاتی انسان و همچنین توانایی تحمل و مدارا با دیگران دلالت دارند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، مفاهیم مربوط به داشتن تفکر آزاد و برخورداری از روحیهٔ رواداری منعکسکنندهٔ معنای آزادمنشی هستند.
به فارسی
واژههای مترادف این مفهوم در زبان فارسی شامل آزادگی، حریت، وارستگی، فتوت، بلندهمتی و تساهل (مدارا) هستند. واژههای متضاد آن نیز بندگی، بردگی، فرومایگی، تعصب و انحصارطلبی میباشند. همچنین کلمات آزاد، منش و آزادمنشانه با آن همخانواده هستند.
جمعبندی و توضیح کامل آزادمنشی
آزادمنشی ترکیبی اصیل در زبان فارسی است که از دو بخش «آزاد» و «منش» (به معنی خو، اندیشه و روحیه) ساخته شده است. این واژه فراتر از یک تعریف لغوی ساده، یک فضیلت اخلاقی والا را توصیف میکند که در آن فرد از بندگی تعلقات مادی، فرومایگی و تعصبات کورکورانه فاصله میگیرد و با نگاهی بلند و روحیهای سرشار از جوانمردی و رواداری با جهان پیرامون خود روبرو میشود.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، درخت سرو به دلیل رهایی از قید بار دادن و سرسبزی همیشگیاش، نماد بارز آزادگی و آزادمنشی به شمار میرود. اگرچه این واژه به دلیل ریشهٔ فارسیاش در متن قرآن نیامده، اما اصولی مانند عفو، صفح و تکریم انسانها که از پایههای این صفت هستند، در آیات متعدد ستوده شدهاند.