یعنی چه
توجیه به معنای تبیین، تفسیر و ارائه دلایلی است که باعث میشود یک اقدام، نظر یا رفتار درست، منطقی و قابل پذیرش به نظر برسد. این واژه در ادبیات روزمره گاهی بار معنایی منفی پیدا میکند و به معنای عذرتراشی یا دلیلتراشی برای پوشاندن خطاها به کار میرود.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. ریشه اصلی آن سه حرف (و ج ه) است که در باب تفعیل به صورت «توجیه» صرف میشود. معنی لغوی و اولیه آن در عربی، رو به سوی کسی یا چیزی کردن و فرستادن و روانه کردن است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «دلیلآوری»، «عذرتراشی» یا «موجه ساختن»، کلمه ۵ حرفی «توجیه» به کار میرود.
به انگلیسی
کلمه Justification بیشتر به معنای حقبهجانب کردن و موجه ساختن کارهاست و Explanation به معنی توضیح و تبیین به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی معاصر، برای مفهوم توجیه کردن یک رفتار یا گناه، از واژههای «تبریر» و «تسویغ» استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، Meşrulaştırma به معنی مشروعسازی و قانونی جلوه دادن است و Gerekçelendirme به معنای دلیلآوری و ارائه مبنای منطقی است.
به فارسی
معادلهای فارسی مستقیمی که بار معنایی توجیه را در متون مختلف منتقل میکنند شامل واژههایی چون دلیلتراشی، عذرتراشی، روشنسازی، مصلحتاندیشی و نیکو جلوه دادن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل توجیه
واژه «توجیه» در اصل یک کلمه عربی از ریشه (و ج ه) است که در زبان فارسی کاربرد گستردهای یافته است. این کلمه در اصطلاح به معنای تلاش برای منطقی، درست و قابلقبول نشان دادن یک رفتار، تصمیم یا سخن است. اگرچه توجیه میتواند در بافتهای علمی و تحلیلی به معنای تبیین و روشنسازی به کار رود، اما در روابط اجتماعی و روانشناسی اغلب به رفتارهای دفاعی و عذرتراشی برای سرپوش گذاشتن بر خطاها اشاره دارد.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی نیز هرچند خود این واژه مستقیماً ذکر نشده، اما مفهوم عذرتراشی و توجیه رفتارهای نادرست به شدت نکوهش شده است؛ چرا که انسان در درون خود به حقیقت اعمالش آگاه است. این کلمه با داشتن ۵ حرف، از واژههای پرکاربرد در حل جدولهای کلمات متقاطع نیز به شمار میرود.