یعنی چه
این واژه یک مصدر مرکب و کلاسیک در زبان فارسی است که به فرایند رو به پیری رفتن، پشت سر گذاشتن دوران جوانی و ورود به سنین کهنسالی اشاره دارد. در گذشته این تعبیر برای ترجمه دقیق افعال مصدری عربی که مفهوم مسن شدن را میرساندند، استفاده میشده است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب واژگانی از سه بخش تشکیل شده است: کَلان (با فتحه کاف و سکون نون) + سال (با سکون لام) + گَرْدیدَن (با فتح گاف و سکون راء).
در جدول
پاسخ دقیق این عبارت در جدولهای شرح در متن و کلمات متقاطع، خود واژه «کلان سال گردیدن» با ۱۳ حرف است. طراحان جدول معمولاً از راهنماهایی مثل «پیر شدن» یا «سالخورده گردیدن» برای دسترسی به این پاسخ استفاده میکنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی افعال عبارتی و مصدری مختلفی برای انتقال این مفهوم وجود دارد که رایجترین آنها روند طبیعی افزایش سن و پیر شدن را نشان میدهند.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج دیگر این مصدر در زبان فارسی عبارتند از: کهنسال شدن، به زاد برآمدن، پا به سن گذاشتن و محاسن سپید کردن.
نماد چیست
کلانسال گردیدن در فرهنگ و ادبیات نمادی از انباشت دانش، پختگی و سپری شدن بهار زندگی است. در نمادشناسی عامه، این مفهوم با درختان کهنسال، غروب آفتاب و موی سپید پیوند عمیقی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل کلان سال گردیدن
مصدر مرکب «کلان سال گردیدن» از جمله واژههای اصیل، کهن و فصیح زبان فارسی است که از ترکیب صفت «کلان» (به معنی بزرگ)، واژه «سال» (به معنی سن و زمان) و فعل «گردیدن» شکل گرفته است. این اصطلاح در متون متقدم ادبی و ترجمههای کهن برای رساندن مفهوم دقیق پیر شدن، سالخوردگی و ورود به دوران کهنسالی به کار میرفته و بازتابدهنده سیر طبیعی عمر انسان است.
اگرچه این واژه امروز در گفتارهای روزمره کمتر شنیده میشود، اما در ادبیات کلاسیک و ساختارهای جدول کلمات متقاطع به عنوان یک عبارت ۱۳ حرفی دقیق کاربرد دارد. این تعبیر در مفهوم نمادین خود، علاوه بر اشاره به سستی جسمانی دوران پیری، دلالت بر کسب حکمت، تجربه، پختگی و گذر از فراز و نشیبهای زندگی دارد.