معنی
واژهٔ «لرزی» در اصل یک صفت نسبی یا اسم مصدر حاصل از ترکیب ریشهٔ «لرز» و پسوند «ی» است که به معنای منسوب به لرز، حالت لرزیدن یا نوعی از لرزش و رعشه در بدن (بهویژه بر اثر سرما، تب یا ترس) به کار میرود. همچنین در ساختارهای کهن زبانی میتواند صورتی از فعل مضارع یا ماضی مرتبط با مصدر لرزیدن باشد.
یعنی چه
این کلمه یعنی منسوب بودن به لرزه و ارتعاش. در زبان فارسی وقتی ویژگی یا حالتی را به لرزش نسبت میدهند یا از تداوم یک تکان کوچک و پیدرپی در جسم و روان صحبت میکنند، مفهوم لرزی پدید میآید که مظهر ضعف، سرما یا اضطراب شدید است.
مترادف
این واژهها در بافتهای مختلف معنایی همراستا با تکان خوردن و حالت ناپایداری جسمی یا فیزیکی هستند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده حالت پایداری، عدم تکان و آرامش مطلق در نقطه مقابل لرزیدن هستند.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه پساوند یا پیشاوند مشترک پارسی با مفهوم حرکتهای ریز و پیاپی مشتق شدهاند.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، اگر نشانهای برای منسوب به لرز یا حالت ارتعاش ۴ حرفی خواسته شود، خود واژه «لرزی» یک پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و کاربرد صفت یا اسم، معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده میشوند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بیان این حالت از ریشه Titremek استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل لرزی
واژهٔ «لرزی» یک کلمه اصیل و پارسی خالص است که ریشه آن به زبان پهلوی (پارسی میانه) بازمیگردد. این واژه از ترکیب ریشهٔ «لرز» با پسوند نسبتساز «ـی» ساخته شده و به معنای منسوب به لرز، حالت تکانهای پیاپی، یا رعشه بدن بر اثر عواملی چون سرما، ترس، اضطراب و بیماری است.
اگرچه این واژه به صورت مدخل مستقل و مجزا در برخی فرهنگهای لغت معیار کمتر به چشم میخورد و بیشتر واژگانی چون «لرزش» و «لرزه» در زبان معیار امروز رواج دارند، اما ساختار معنایی آن کاملاً شفاف و شناختهشده است. در فرهنگ و ادبیات عامه نیز مفهوم لرز نماد بارز ضعف، هیجان شدید (مانند لرزش دل در عشق) یا ترس قلمداد میشود که ضربالمثل معروف «هر که خربزه میخورد پای لرزش هم مینشیند» گواهی بر همین کاربرد نمادین است.