یعنی چه
علمانیت یا علمانیگری معادل اصطلاح سکولاریسم (Secularism) است. این مفهوم به نظام یا تفکری اشاره دارد که در آن امور حکومتی، سیاسی، حقوقی و اجتماعی جامعه، مستقل از نهادهای مذهبی و دستورات دینی اداره میشوند و ملاک وضع قوانین، عقل جمعی و نیازهای عرفی جامعه است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه عَلمانیت (با فتح ع) است؛ زیرا از ریشه «عالَم» (به معنی جهان مادی) مشتق شده است. تلفظ آن به صورت عِلمانیت (با کسر ع) که آن را به واژه علم مرتبط میکند، یک اشتباه عامیانه است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «علمانیت» به عنوان پاسخ ۷ حرفی برای راهنماهایی مثل «سکولاریسم»، «دنیاگرایی» یا «تفکیک دین از سیاست» شناخته میشود.
به عربی
این واژه در اصل از زبان عربی معاصر وارد فارسی شده است. واژه «العَلْمانية» در زبان عربی برای ترجمه اصطلاحات غربی مربوط به سکولاریسم ابداع شد.
به فارسی
دقیقترین معادلهای فارسی برای علمانیت، واژههای «گیتیگرایی» و «عرفیگرایی» هستند که بر جنبه دنیوی و عرفی بودن قوانین در برابر جنبههای ماوراءالطبیعی و قدسی تاکید دارند.
در قرآن
واژه «علمانیت» یا ریشههای مستقیم آن با این مفهوم سیاسی-اجتماعی، در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ چرا که این واژه یک اصطلاح مستحدث (جدید) است که در قرون اخیر برای ترجمه مفاهیم فلسفی و سیاسی غربی وضع شده است.
نماد چیست
علمانیت فاقد یک نماد گرافیکی یا نشانه سنتی واحد است. با این حال در طرحهای مفهومی مدرن، گاهی از نماد «ترازو» به نشانه برابری حقوقی شهروندان فارغ از ایدئولوژی، یا «کره زمین» به نشانه تمرکز بر امور گیتی و دنیا استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل علمانیت
واژه علمانیت یا علمانیگری یکی از اصطلاحات کلیدی در حوزههای علوم سیاسی، جامعهشناسی و فلسفه معاصر است که به عنوان معادل دقیق سکولاریسم به کار میرود. این مفهوم بر این باور استوار است که قوانین مذهبی و نهادهای دینی نباید در امور حکومتی، قضایی و اداری جامعه دخالت داشته باشند، بلکه جامعه باید بر اساس عقل، علم و قراردادهای عرفی اداره شود و دین به عنوان یک امر شخصی برای شهروندان محترم باقی بماند.
از نظر ریشهشناسی، بر خلاف باور عموم که آن را با کسر عین به واژه «عِلم» مرتبط میدانند، این کلمه با فتح عین از واژه «عالَم» به معنای دنیا و جهان مادی گرفته شده است. این اصطلاح بازتابدهنده واژه لاتین Saeculum است که به معنای این جهان یا این عصر زیست بر روی زمین است و ریشهای نسبتاً جدید در ادبیات سیاسی خاورمیانه دارد.