معنی
واژه «کهنسال» به فرد، موجود زنده (مانند درختان) یا اشیائی اطلاق میشود که سالهای زیادی از عمر آنها گذشته و به مرحله پیر شدن یا قدمت فراوان رسیده باشند.
یعنی چه
این واژه صفت مرکبی است که از دو جزء اصیل فارسی «کهن» (به معنی قدیمی و دیرینه) و «سال» (به معنی سن و عمر) تشکیل شده است و نشاندهنده گذر زمان طولانی بر یک فرد یا پدیده است.
مترادف
این کلمات در زبان فارسی هممعنی واژه کهنسال بوده و در متون ادبی یا گفتارهای رسمی جایگزین آن میشوند.
متضاد
کلماتی که بازتابدهنده سن کم، تازگی و آغاز دوره عمر هستند و در نقطه مقابل سالخوردگی قرار دارند.
هم خانواده
این واژهها با داشتن ریشههای مشترک زبانی «کهن» یا «سال» از نظر معنایی و ساختاری با کهنسال همبستگی دارند.
جمله سازی
در جدول
کلمه کهنسال دقیقاً از ۶ حرف (ک-ه-ن-س-ا-ل) تشکیل شده و از پاسخهای پرکاربرد در حل معماها و جدول کلمات است.
به انگلیسی
با توجه به بافتار متن، میتوان از این واژهها به عنوان معادل انگلیسی کهنسال استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل کهنسال
واژه «کهنسال» یکی از صفتهای مرکب و اصیل زبان فارسی است که قدمت ساختاری آن به زبان پارسی میانه بازمیگردد. این کلمه با پیوند دادن دو مفهوم «کهن» و «سال»، توصیفگر انسانها، گیاهان یا پدیدههایی است که دوران طولانی از عمر خود را سپری کرده و به مرحله قدمت تاریخی یا فرتوتی رسیدهاند. در فرهنگ و ادبیات غنی ایران، درخت یا فرد کهنسال صرفاً نشاندهنده فرسودگی جسمی نیست، بلکه مظهر حکمت، ریشهدار بودن، استقامت و تجربیات گرانبها به شمار میرود.
اگرچه خود این واژه به دلیل ساختار فارسیاش در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیم همارز آن با عباراتی چون «شیوخ»، «عجوز» و «ارذل العمر» به خوبی در ادبیات دینی بازتاب یافته است. در کاربردهای روزمره نظیر حل جدول کلمات متقاطع نیز، این واژه ۶ حرفی پاسخ دقیقی برای توصیف افراد مسن و معمر است.