یعنی چه
واژه غلیظ در کاربردهای مادی برای اشاره به موادی با چگالی و حجم بالا (مانند چای غلیظ یا دود غلیظ) به کار میرود. در کاربردهای مجاز و معنوی نیز به معنای پررنگ و شدید است، مانند آرایش غلیظ یا لهجه غلیظ. در متون کهن نیز این واژه به معنی انسان سختدل، خشن و درشتخو استفاده شده است.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه از ریشه عربی «غلظ» گرفته شده است که در زبان مبدأ به معنای ستبر شدن، محکم شدن، ضخیم شدن و خشن و شدید بودن به کار میرود.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژهٔ غلیظ معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «ضد رقیق»، «مایع پُرپشت» یا «پرمایه و سفت» کاربرد دارد.
به انگلیسی
به عربی
به ترکی
به فارسی
برابرهای اصیل فارسی برای این واژه شامل «پرمایه» و «سفت» برای مایعات، «چگال» و «متراکم» برای گازها و اجسام، و «ستبر» یا «کلفت» برای ابعاد فیزیکی است.
جمعبندی و توضیح کامل غلیظ
واژهٔ «غلیظ» ریشهای عربی دارد و در اصل به معنای سختی، ضخامت و خشونت است. این کلمه در زبان فارسی امروز کاربرد گستردهای یافته و بیشتر برای توصیف قوام بالا و تراکم مایعات و گازها (مانند شربت غلیظ یا دود غلیظ) یا برای نشان دادن شدت فراوان در امور غیرمادی (مانند لهجه یا آرایش غلیظ) به کار میرود.
جالب اینجاست که در متون کهن و آیات قرآن کریم، این واژه و مشتقاتش عمدتاً در معنای اصلی و غیرمادی خود یعنی «شدید، محکم و خشن» استفاده شدهاند؛ نمونههایی چون «میثاقاً غلیظاً» به معنی پیمان استوار، «عذابٌ غلیظ» به معنی عذاب سخت، و «غلیظ القلب» به معنی سنگدل، گواه این کاربرد اصیل معنایی هستند.
در مجموع، غلیظ واژهای چهار حرفی است که در برابر مفهوم «رقیق» و «لطیف» قرار میگیرد و بسته به اینکه در چه بستری به کار رود، میتواند طیفی از مفاهیم فیزیکی مانند چگالی و گرانروی بالا، یا مفاهیم رفتاری مانند سرسختی و شدت را متبادر سازد.